ترکیب دیدها نمایش مسطح نمایش درختی
موضوعات [ قبلی | بعدی ]
toggle
شعر
پاسخ
۱۳۹۴/۰۸/۵ ۰۰:۳۰
در بقجه ام شكوفه و باران كذاشته ام
امروز صبح سر به بيابان كذاشته ام

بي خود به انتظار جنونم نشسته اي
در راه عقل جند نكهبان كذاشته ام

كفتي دوستت.ننوشتي نداشتي
اين حرف كهنه را سر هذيان كذاشته ام

عمري كه شد باي تبت قابل نداشت
هر جند من براي تو از جان كذاشته ام

من مادري فقيرم و فرزند خويش را
از درد نان كنار در خان كذاشته ام

حرفي كه نيست مي روم از خانه ات بيا
اين هم كليد داخل كلدان كذاشته ام

محمد هولكاني
+3 (3 آرا)

RE: شعر
پاسخ
۱۳۹۴/۰۸/۵ ۲۱:۱۷ به عنوان پاسخ ارسال شد به: پیغام #{1} توسط {2}.
بسیار زیبا بود
+1 (1 رای)

RE: شعر
پاسخ
۱۳۹۴/۰۸/۷ ۲۱:۵۴ به عنوان پاسخ ارسال شد به: پیغام #{1} توسط {2}.
روی ماهت گرزچشم بىقرارم غایب است،یاد زیبایت همیشه در دل من حاضراست.سلام خیلی وقت بود نبودید خوش اومدید
0 (0 آرا)