اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | شنبه، ۴ آذر ۱۳۹۶

نمایش محتوای تلویزیون

 

 

محتوا با برچسب کارتون.

چمن گل

تربیت ، سرگرمی و آموزش گروه سنی کودک و نوجوان اهمیت بسیار زیادی دارد چراکه آینده ایران اسلامی بدست نوجوانان امروز رقم میخورد . برنامه کودک و نوجوان سیمای مرکز همدان با نام چمن گل با فضای شاد و جذاب و دکور بسیار زیبا متناسب با هر فصل تقدیم بچه های خوب استان همدان میشود . چمن گل یادآور محله های قدیم همدان است که دارای خانه های بزرگ زیبا ، مغازه های متناسب با محله ، فضای سبز و همسایه های باصفا بوده است این برنامه تداعی کننده ی صفا و صمیمیت این محله ها است .دکورشبیه محله های قدیم طراحی شده است . حضور بچه ها در برنامه ، ارائه نمایشهای جذاب ، تبیین و آموزش متناسب برای گروه سنی کودک و نوجوان ، انیمیشن ، مسابقه و از همه بهتر اجرای آقای حمید رضایی که با نام عمو حمید سالها برای بچه های استان برنامه اجرا کرده از قسمتهای خوب چمن گل است . پر کردن اوقات فراغت بچه های استان همدان در ایام تعطیلات تابستان از اهداف اصلی این برنامه در ایام تابستان است .

Loading the player...
سال تولید: 1396
عوامل تولید:

تهیه کننده : محمد رضا فرجی

کارگردان هنری : دلیریان 

کارگردان پرتابل : رفاه 

تصویر بردار : در کلام ، سراج پویا 

دستیار تصویر : موسوی ، صالحیان 

مجری : حمید رضایی 

مونتور : نجاریان  

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 1.0 stars out of 5.


حکایتهای بیر آبادی

این مجموعه در پی معرفی و توضیح برخی از ضرب المثلهای همدانی است که در حاشیه اتفاقات قصه ها، با چاشنی طنز مطرح می شوند و مورد توضیح قرار می گیرند . و این گونه مخاطب را با زمینه های استفاده آن ضرب المثل ها و مفاهیمشان آشنا تر می کند . موضوع داستانها، اجتماعی است و درو نمایه تمامی قسمتها حاوی مضامین تربیتی است . بیر بیر و سلیمان دو شخصیت اصلی و پویای این داستانها هستند که در کنار شخصیت های فرعی دیگر روند قصه را پیش می برند . فضای داستان فضایی روستایی است و لحن آن طنز آلود است .

با توجه به اینکه ما ایرانی هستیم و با توجه به اینکه بچه ها از بین شخصیت های انیمیشن ها، الگوهای خودشان راانتخاب می کنند و هر چقدر بچه ها در سن پایین تری در معرض انیمیشن های مغایر با فرهنگ کشورشان قرار بگیرند بیشتر به همانندسازی می پردازندوپوشش نامناسب شخصیت های انیمیشن نیز می تواند باعث الگوبرداری غلط و مغایر با فرهنگ کشور در کودکان شودو در برخی انیمیشن های غیر ایرانی ممکن است ،برخی صحنه های مغایر با فرهنگ و ارزش های کشور حذف شود اما برخی مفاهیم به صورت غیرمستقیم وارد ذهن کودک می شود.

وبا توجه به  فرهنگ ایرانی، برآن شدیم تا در این مجموعه انیمیشنی بر  روی ترویج فرهنگ و آداب و رسوم کشور و استان همدان  تاکید کنیم .

حکایت های بیر آبادی در 13 قسمت در مرکز همدان تهیه و تولید شده است. 

Loading the player...
سال تولید: 1395
عوامل تولید:

تهیه کننده : محمد گودرزی

نویسندگان : مهدی خدا کرمی –آمنه یونسی

طراحی شخصیت : امین ساکی –محمد گودرزی

لی اوت و طراحی کلید : محمد گودرزی

استوری برد : سعید ضامنی-رسول حسینی-محمد گودرزی 

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 2.0 stars out of 5.


جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ
سلام بچه ها با دیدن انیمیشن که بر اساس حکایتهای... بیننده ۱۳۹۵/۰۱/۲۸ ۱۱:۴۲

بیننده
سلام بچه ها با دیدن انیمیشن که بر اساس حکایتهای قدیمی و داستانهای ادبی پخش میشه خیلی خوب ارتباط میگیرن و تاثیر پذیری دارن لطفا این انیمیشن رو بیشتر پخش کنید .
پست شده در ۱۳۹۵/۰۱/۲۸ ۱۱:۴۲

بچه های انقلاب

Loading the player...

بچه های انقلاب نام مجموعه انیمیشنی است با تکنیک دو بعدی که در مرکز همدان تولید شده است موضوع برنامه به دوران مبارات مردم در عصر پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دار د . این برنامه با هدف آگاهی بخشی به کودکان و نوجوانان ساخته شده است. در 13قسمت 11 دقیقه ای ساخته شده است .

عوامل تولید 

تهیه کننده : تورج علوی

کارگردان : تورج علوی

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.

حکمت پنهان

با توجه به لزوم آگاهی کودکان و نوجوانان از داستانها و روایتهای ایران کهن برآن شدیم تا مجموعه انیمیشنی با نام "حکمت پنهان" در مرکز همدان تهیه و تولید نماییم در هر قسمت از این انیمیشن زیبا و آموزنده که بر اساس داستانها و روایتهای ایران کهن نوشته شده است به یک موضوع پرداخته می شود.

فضای داستان قدیمی می باشد و گاهی با تکنولوژی تلفیق می شود و قسمتهای طنزی را شکل می دهد در هر قسمت از این برنامه برای تعدادی از مردم شهر اتفاقاتی رخ میدهد که ...

در این مجموعه انیمیشن بسیار آموزنده سعی شده است با حکایتهای طنز آلود روایت و قصه های اخلاقی به مخاطبین آموزش داده شود و با توجه به جذابیتی که دارد بسیار تاثیر گذار می باشد.

حکمت پنهان در 13 قسمت 11 دقیقه ای در مرکز همدان تهیه و تولید شده است 

Loading the player...
سال تولید: 1395
عوامل تولید:

تهیه کننده : مریم خوش اقبال

کارگردان :  مریم خوش اقبال

نویسنده : علی وفایی

طراحی شخصیت : فرشته ترابی

انیماتور : مسعود طالبانی-هادی روزبهانی 

تدوین : محمد رضا فرجی 

بک گراند : فاطمه زندی 

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.

شکوفه های الوند

افزایش شادی و نشاط کودکان یکی از اهداف سیمای مرکز همدان  است.

از آنجایی که کودکان اصلى‌ترين مخاطبان فرآورده‌هاى تصويرى‌ هستند وعلاقه  زیادی به دیدن کارتون و فیلم سینمایی دارند و باتوجه به اینکه فيلم‌هاى پرماجرا و پرحادثه، فيلم‌هاى علمى - تخيلى و فيلم‌هاى کمدى به يک اندازه کودک و بزرگسال را سرگرم مى‌کند. برآن شدیم تا فیلم های سینمای مناسب این گروه را انتخاب و پخش نماییم  .

Loading the player...
سال تولید: 1395
عوامل تولید:

تهیه شده در تامین برنامه سیمای مرکز همدان 

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 1.0 stars out of 5.

سینمای کودک

Loading the player...

کودکان اصلى‌ترين مخاطبان فرآورده‌هاى تصويرى‌ هستند. هم از طريق شبکه‌هاى تلويزيونى و هم فيلم‌هايى که در سينماها به نمايش در مى‌آيد. در اينکه ميان سينماى ويژه کودکان و سينماى بزرگسالان تفاوت‌هايى هست ترديدى وجود ندارد. اين تفاوت‌هاى ناشى از تفاوت ميان دو گونه مخاطب متفاوت است. البته اين به آن معنى نيست که هيچ وجه مشترکى ميان تماشاگران کودک و بزرگسال وجود نداشته باشد. تجربه نشان داده که فيلم‌هاى پرماجرا و پرحادثه، فيلم‌هاى علمى - تخيلى و فيلم‌هاى کمدى به يک اندازه کودک و بزرگسال را سرگرم مى‌کند.با توجه به این هدف فیلم های سینمای مناسب این گروه مخاطب انتخاب و پخش می شود .

در ایام فرخنده نوروز هر روز ساعت 11:15 صبح با یک فیلم سینمایی کودک از سیمای مرکز همدان میهمان شما هستیم .

رای شما
میانگین (2 آرا)
The average rating is 3.0 stars out of 5.

بچه های اکباتان

Loading the player...

بچه های اکباتان نام مجموعه انیمیشنی است با تکنیک دو بعدی که در مرکز همدان تولید شده است موضوع برنامه در ارتباط با نوجوان یک محله می باشد که در یک مدرسه درس می خوانند و با خادم مسجد محله دوست هستند و او بچه ها را راهنمایی می کند و در هر قسمت به مشکل یکی از بچه ها می پردازد . این برنامه در 30قسمت 11 دقیقه ای ساخته شده است .

تهیه کننده محمود صائمین 

کارگردان : مسعود حاجی بابایی

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 1.0 stars out of 5.

می خوام مرتب باشم

Loading the player...

دانلود

یک روز امیر به سراغ یک بادکنک فروش در پارک رفت و به آقایی که بادکنک می فروخت گفت یه بادکنک می خوام که باهام دوست باشه دوستم یه بادکنک دراه که باهاش دوسته مرد بادکنک فروش یک بادکنک گل گلی به اون داد امیر به خانه آمد و شروع به باد کردن بادکنک ککرد که بادکنک شروع به صحبت کرد و به امیر گفت که چقدر اتاقت نامرتب است و جوراب هایت بو می دهد امیر شروع به شستن جوراب هایش کرد بادکنک به امیر گفت که تا اتاقت را مرتب نکنی با تو بازی نمی کنم مادربزرگ از کارهای امیر تعجب کرده بود از لای در امیر را نگاه می کرد که دارد با خودش حرف می زند او وارد اتاق امیر شد و بسیار خوشحال بود امیر به مادربزرگ گفت که بزرگ شده و می خواهد اتاقش را برای همیشه مرتب نگه دارد .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


مواظب طبیعت باشیم

Loading the player...

دانلود

مادربزرگ به همراه امیر و نارنجی ساک پیک نیک خود را بستند و از دایی رحیم خواستند که آنها را به گردش ببرد . دایی رحیم از راه رسید و آنها را بر ماشین خود سوار کرد و به یک پارک زیبا برد مادربزرگ از دایی رحیم خواهش کرد تا قبل از تاریکی هوا به سراغشان برود و آنها را برگرداند .در پارک امیر و نارنجی در حال بازی بودند که یک پسر به اندازه امیر نزدیک آمد و به امیر گفت که من با مادربزرگم به پارک اومدم و تنهام می شه با هم بازی کنیم . مادربزرگ امیر و رحیم برای قدم زدن به طرف دیگری رفتند و امیر و رحیم شروع به فوتبال بازی کردند آنها هنگام بازی گلها را لگد می کردند و آشغال هایشان را روی زمین می ریختند و طبیعت را خراب می کردند وقتی خسته شدند دراز کشیدند و ابرها رو به هم نشون می دادند که مادربزرگ ها از راه رسیدند و به آنها گفتند کعه باید آنجا را به حالت اول برگردانند هرچند بعضی از کارهایشان قابل برگشت نبود امیر و رحیم آشغال ها را از روی زمین جمع کردند و متوجه اشتباه خود شدند و قول دادند که مواظب طبیعت باشند

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


مسافرت با قطار

Loading the player...

دانلود

امیر در حال بستن چمدان خود بود که با مادربزرگ به یک سفر با قطار برود او داشت فکر می کرد که نارنجی را چطوریهمراه خود ببرد که گم نشود در راه پدر و مادر امین به او نکاتی را تذکر دادند . امیر و مادربزرگ سوار قطار شدند و قطار حرکت کرد آنها به کوپه خود رفتند مادربزرگ گفت که ممکن است من خوابم ببرد اگر خواستید به بیرون از کوپه بروید حتما بیدارم کنید . مادربزرگ و امین خوابشان برد و نارنجی به بیرون کوپه رفت و خواست از پنجره بیرون را نگاه کند که خودش بیرون موند و نخ ش لای پنجره گیر کرد مامور قطار برای چک کردن بلیط ها به داخل کوپه آمد و امیر وومادربزرگ بیدار شدند و متوجه شدند که نارنجی در کوپه نیست امیر به دنبال نارنجی رفت و ناگهان نارنجی را در حالتی که بین پنجره گیر کرده بود پیدا کرد نمی دانست چکار کند که پسری که در نزدیک امیر بود گفت نگران نباش چند دقیقه دیگر به یک ایستگاه قطار می رسیم و قطار آنجا نگه می دارد و می توانی نارنجی را نجات بدهی وقتی به ایستگاه قطار رسیدند مامور قطار نارنجی را نجات داد و بهدست امیر داد مادربزرگ و امیر نارنجی را نصیحت کردند و نارنجی قول داد که دیگر بدون اجازه کابین قطار را ترک نکند .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


لباس های زمینی

Loading the player...

دانلود

عسل در کمد خود به دنبال لباسی مناسب برای مهمانی دختر خاله اش است . فافا از اینکه با وجود این همه لباس باز عسل ناراحت است ،تعجب می کند .فافا وقتی پدر ومادر خود را میبیند می گوید که عسل خیلی لباس های متنوع دارد ولی لاو فقط یک لباس دارد مادر عسل به فافا ما خبر می دهند که امروز می خواهند به مرکز خرید بروند وقتی به فروشگاه می روند ، مامان برای دخترش لباس می خرد .پس یک لباس بچگانه هم برای فافا می خرد . اما لباس هنوز بزرگ است و مادر عسل آن را برایش اندازه می کند . وقتی به خانه می آیند فافاپا تعریف می کند که در سیاره آنها همه لباسهای یک جنس و یک شکل می پوشند پدر عسل در کامپیوتر لباسهای زمینی را نشان می دهد و می گوید که آدمها در هر فصل یک لباس خاص می پوشند از پارچه های کلفت برای سرما و از پارچه های نازک برای فصل گرما فافاپا به فکر فرو می رود و می گوید به این فکر می کنم که کاش فضایی ها هم می توانستند لباسهایی از جنس دیگر درست کنند .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


پیک نیک

Loading the player...

دانلود

توی مزرعه و باغ خانواده عسل یک گاو تپل به سراغ فافا می رود و حسابی آنها را می ترساند آنها کمک می خواهند و عسل به کمک آنها می رود و حسابی آنها را می ترساند ، آنها کمک می خواهند و عسل به کمک آنها می رود .پدر فافا سوال می کند که چرا گاوها به زبان آدمها حرف نمی زنند ؟ پدر عسل به آنها می گوید : از بین موجودات زمینی فقط آدمها قدرت فکر کردن و صحبت کردن دارند وقتی همه کنار هم نشسته اند ، خانواده عسل به فافاها دروغ تعارف می کنند و تعریف می کنند که دوغ از هیچ گیاهی ساخته نشده است و از شیر همان گاوی است که آنها را ترسانده است ! بعد از غذا پدر عسل فافاها را به گاوداری می برد و دوشیدن شیر را نشان می دهد و توضیح می دهد که از این شیر ،دوغ و ماست و کره وپنیر ساخته می شود او می گوید که اگر صاحب گاوداری خودش نخواهد این کارها را انجام دهد ،این شیر با ماشین های سرد کن به کارخانه می فرستند تا شیر در هوای گرم فاسد نشود بعد به سراغ مش صفر می روند که در حال جوشاندن شیر است . مش صفر درست کردن ماست وپنیر را برای آنها توضیح می دهد . ودر آخر پیک نیک همگی به خانه بر می گردند .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


می توانم کمک کنم

Loading the player...

دانلود

مادر عسل مشغول کار است و فافا می خواهد او را کمک کند . ولی مادر عسل اجازه نمی دهد و می گوید کا را با وسایل آشپزخانه خطرناک است . فافا به اتاق عسل می رود و بازی می کند و حسابی اتاق را ریخت و پاش می کنند خانواده عسل برای شب مهمان دارند و بچه ها به مادر قول داده اند که اتاق را تمیز کنند جاروبرقی وقتی روشن می شود ،فافا را درون خودش می کشد و فافاخیلی می ترسد . عسل در مورد جاروبرقی توضیح ی دهد و می گوید وسیله ای مفید است که آشغال ها را درون خود جمع می کند بچه مشغول تمیزکاری می شوند که اتفاقی عسل مجسمه ای را می شکند و بسیار ناراحت می شود و می گوید که مادرش خیلی این مجسمه را دوست داشته است . عسل و فافا با دقت مجسمه را می چسبانند مادر عسل که هنوز کارهایشان تمام نشده است وقتی تمیزی خانه را می بیند بسیار خوشحال می شود و از بچه ها تشکر می کند .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


آماده برای سفر

Loading the player...

دانلود

در سیاره ای دور اززمین به نام آلفا دو دانشمند فضایی ماموریت پیدا می کنند که برای تحقیقات به زمین بیایند .ولی به هنگام فرود سفینه آنها از حرکت خارج می شود و با وحشت و سردر گمی به سرزمین غریبی فرود می آیند فافاما وفافاپا به دنبال سیاره ای هستند که آب و گیاه داشته باشد که با فرود آمدن به زمین موفق می شوند رئیس آنها این موفقیت را تبریک می گوید دانشمندان به خانه رفته و به همراه فرزند کوچکخود جشن می گیرند چون آخرین روزی هست که در سیاره خود زندگی می کنند .آن شب فافا به همراه خانواده اش به گردش رفته و حسابی بازی می کند و در آخر از دوستانش خدا حافظی می کند و به آنها قول می دهد که از زمین برای آنها هدیه بگیرد سفینه چک می شود و با بدرقه فضایی ها سفر فافا آغاز میشود . اما سفینه دچار مشکل می شود و از کنترل خارج می شود .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


زمین

Loading the player...

دانلود

سفینه با وحشت و فریاد فافاها دورتر از نقطه هدف فرود اضطراری می کند و فافاها با جراحت های ناچیزی در مکانی ناشناخته فرود می آیند .صبح روز بعد از فافا از سفینه خارج می شود و با دیدن محیط اطاف خود شگفت زده می شود او با دختر ی به نام عسل دوست می شود پدر و مادرش به دنبال فافا می گردند و وقتی می بینند که او با یک انسان کوچولو دوست شده بیشتر نگران می شوند عسل متوجه می شود که او یک موجود فضایی است و از او می خواهد که سفینه را به او نشان دهد اما فافا مخالفت می کند و باهم خداحافظی می کنند و به خانه برمی گردد و موضوع را برای پدر ومادرش تعریف می کند و پپدر ومادرش برای کسب اطلاعات از عسل با دوستی او با فافا موافقت می کنند

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


در شهر

Loading the player...

دانلود

عسل به همراه خانواده اش قصد بیرون رفتن دارد و یواشکی فافا رابه همراه خود می برد پدر عسل به کتابخانه می رود فافا از عسل درباره کتابخانه می پرسد و عسل توضیح می دهد که کتابخانه جایی است که آدمها کتابهایی که لازم دارند را می گیرند و به خانه می برند . فافا تعجب می کند و می پرسد که پدرت که کتاب زیادی در خانه دارد و آدمها چرا خودشان کتاب نمی خرند ؟ وقتی پدر عسل وارد ماشین می شود عسل از او درباره کتابخانه سوال می کند و پدر توضیح می دهد که هر کتابخانه چندین نمونه از یک کتاب دارد که بتواند همزمان به چند نفر تحویل بدهد و لازم است که آنها در کتابخانه عضو شوند . عسل ، فافا و پدر عسل به فروشگاه بزرگ شهر ی روند و عسل سوال می کند که چطور این همه جنس یکجا جمع شده است پدر توضیح می دهد که با ماشین اجناس می آید و کارمندان زیادی آنها را می چینند و با وجود این فروشگاه ها لازم نیست که هرکس به چندین مغازه مختلف مراجعه کند خانواده فافا که از طریق رادار صحبت های پدر عسل را می شنوند ، از این ایده زمینی ها خوششان می آید .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


حشرات

Loading the player...

دانلود

پدرها مشغول تعمیر سفینه می شوند وفافا پا برای پدر عسل تعریف می کنند که بچه ها خود را به آزمایشگاه می برند و به آنها همه چیز را یاد می دهند . وقتی پدر عسل می پرسد که مگر بچخه های شما به مدرسه نمی روند فافاپا تعجب می کند و می گوید حتما" باید مدرسه راببینید ناگهان عسل با فریاد کمک وارد می شود فافا روی درختی کنار کندوی زنبورها رفته است و مورد حمله زنبورها قرار گرفته است پدر عسل او را نجات می دهد و توضیح می دهد که نیش زنبورها سمی است و بچه ها باید مواظب باشند . بعد توضیح می دهد که زنبورها شهد گلها را می مکند و در بدن خود آن را به عسل تبدیل می کنند و در کندو می ریزند بعد یک زنبور نشان بچه ها می دهد و توضیح می دهد که با آنها با شاخک هایشان هم بو می کنند و هم بو می کنند و هم می شنوند و هم مثل رادار برای آنها کار می کند . بچه ها می پرسند که همه حشرات مثل هم هستند که پدر جواب می دهد که حشره ها همگی 6 تا پا دارند و بدنشان 6 قسمت است ولی بعضی بال دارند و بعضی بال ندارند .فافا می پرسد که می شود حشرات را با خود به سیاره فافا ببرد ؟ اما پدر عسل می گوید : حشرات باید از خاک و هوا و نور خورشید استفاده کنند

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


یک اتفاق باورنکردنی

Loading the player...

دانلود

خانواده فافا تصمیم می گیرند برای کسب اطلاعات بیشتر خود را به خانواده عسل معرفی کنند . به همین خاطر همراه فافا به دیدن عسل می روند و به او می گویند که لازمم است با خانواده او آشنا شوند و تصمیم دارند که با آنها همکاری کنند . عسل به آنها می گوید که مطمئن است که خانواده هاش از این آشنایی خوشحال می شوند . موقع غذا عسل از پدر و مادرش درباره موجودات فضایی سوال می کند . پدر ومادرش تصور می کنند که عسل فیلم آدم فضایی دیده است و به حرفهای او می خندند . بعد از چند لحظه عسل خانواده فافا را به پدر ومادرش معرفی می کند . پدر و مادر عسل از دیدن آنها بسیار تعجب می کنند و آز آنها می پرسند که سیاره آنها در راه شیری قرار دارد ؟و پدر فافا می گوید که سیاره آنها بسیار دورتر از راه شیری هست بعد فافاپا توضیح می دهد که چگونه سفینه آنها دچار مشکل فنی شده و از کنترل خارج شده است و بالای درختی در باغ آنها افتاده است . آنها به کمک هم سفینه را به آزمایشگاه دکتر میآورند پدر عسل از اینکه این سفینه تا این حد پیشرفته و در عین حال سبک است ،بسیار تعجب می کند و به آنها قول می دهد که سفینه را تعمیر کند

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


باران

Loading the player...

دانلود

فافا از سفینه بیرون می رود و در آسمان خورشید را نمی بیند دوباره برمی گردد و به مادرش می گوید : هنوز صبح نشده و خورشید بیرون نیامده پس چرا من را بیدار کردی خورشید کجاست قهر کرده و یا به مسافرت رفته است ؟ بعد برای جواب سوالش سراغ عسل می رود . عسل به حرفهای او می خندد و می گوید : امروز آسمان ابری است به خاطر همین خورشید را نمی بینی . فافا از دیدن رعد برق و باران تعجب می کند . پدر و مادر فافا از طریق رادار از فافا درباره باران سوال می کنند و عسل وفافا برای پاسخ سوال خود به سراغ پدر عسل می روند . پدر عسل قصه ابرو باران را سوال می کنند و عسل و فافا برای پاسخ سوال خود به سراغ پدر عسل می روند . پدر عسل هم چرخه آب را برای آنها توضیح می دهد و درآخر می گوید چون آب به سختی بدست می آید باید در مصرف آن صرفه جویی کنیم . فافا در راه بازگشت به خانه داخل چاله آبی می افتد و کمی بیمار می شود .

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


دانشمند کوچک

Loading the player...

دانلود

فافا صبح از خواب بیدار میشود اما پدر و مادرش از دست او ناراحت هستند و می گویند که نباید بدون اجازه آنها با آدمها ارتباط برقرار می کرد چون بعضی آدمها خوب نیستند فافا توضیح می دهد که عسل می تواند به آنها کمک کند چون پدر ومادر عسل دانشمند هستند و کتابهای زیادی دارند و اگر فافا با عسل دوست باشد می تواند اطلاعات زیادی را کسب کند پدر ومادر فافا با نظر او موافقت می کنند و فافا طبق قولش به دیدار عسل می رود عسل تعریف می کند که پدر ومادر در مرکز هسته ای کار می کنند بعد عکس های مهد کودک خود را به فافا نشان می دهد فافا از تفاوت چهره آدمها تعجب می کند بعد عسل به دنبال پدرش می رود و می پرسد که چرا چهره آدمها با هم متفاوت است پدر کتابی را نشان می دهد و می گوید همه آدمها دست و پا و سر دارند ولی یکی سفید است و یکی سیاه و یکی کوتاه و یکی بلند و این به آن خاطر است که پدر و مادرهای بچه ها متفاوت هستند و دیگر اینکه منطقه زندگی آدمها لازم این تفاوت است پدر و مادر فافا متوجه می شوند که خانواده عسل مورد خوبی برای تحقیق هستند

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.