سال تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها | چهارشنبه، ۲ تیر ۱۴۰۰

نمایش محتوای تولیدویژه

 

 

شرایط تلف کردن مال

شرایط تلف کردن مال


Loading the player...

ماده 331 قانون مدنی می فرماید: هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده نقص قیمت آن برآید. یک وقتی شخصی مستقیما مال دیگران را تلف می کند چوب بر میدارد شیشه ماشین مردم را خرد میکند یا سنگ پرت می کند شیشه خانه دیگران خرد میکند. یک وقتی هست مستقیم وارد قضیه نمی شود بلکه بچه ای را تحریک می کند میگوید آقا سنگ بزن شیشه خانه فلانی را بشکن یا اینکه جلوی راه مردم گودالی ایجاد می کند مثلا در جایی که دست اندازهای ناجور درست کرده کمک ماشین های مردم خراب میشود و سبب خسارت به دیگران میشود . اگر ثابت شود که این آقا عمدا این کار را انجام داده که به دیگران خسارت وارد کند و اگر مردم این را بدانند که بدون رعایت کردن قوانین دولتی این کار را کرده می تواند تقاضای خسارت کند .لذا اگر کسی سبب ضرر مال کسی شود آن شخص می تواند دادخواست داده و ضرر را از آقا دریافت کند.



شرایط رجوع از طلب یا هدیه

شرایط رجوع از طلب یا هدیه


Loading the player...

اگر یک شخصی طلبکار باشد از شخص دیگری مثلا آقایی 10میلیون تومان از کسی طلب داره ذمه آن شخص در حق آقا چیست ؟مدیون است .اگر این آقا آمد طلب خودش را بخشید این آقا نمی تواند رجوع کند .پس طلبی در ذمه ایشان بود گفت آقا 10 میلیون تومانی که قرار بود بدهی بخشیدم .ولی وقتی هست شما کتابی را به شخصی می بخشی ، خانه را می بخشید اگر اینجوری شد تا زمانی که آن کتاب هست در دست این آقا، تا زمانی که این خانه هست در دست این آقا، پشیمان شدی مثلا پیش خودت فکر می کردی این پسر بزرگ خانه را به او می بخشم که ما را ببرد با هم زندگی کنیم عصای دست پیری مان باشد ولی دید نه این آقا همین که مالک خانه شد پشت سرش را هم نگاه نکرد به آن تعهداتی هم که در مقابل شما داشت عمل نکرد. در این موارد که عینی را شما بخشیدید تا زمانی که آن عین در دست کسی که شما آن عین را به او بخشیده اید هست می تواند آن شخص رجوع کند .بگوید آقا بخشیده بودم حالا پشیمان شدم پس بده اگر پس نداد می تواند به دادگاه رجوع کند .



شرایط رجوع از هبه

شرایط رجوع از هبه


Loading the player...

گفتیم که بعد از قبض واهب می تواند آن چیزی را که به شخصی هبه کرده رجوع کند به هبه خودش مگر در چند مورد.مورد اول در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد باشد. مورد دوم در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد .هبه یا معوض است یا غیر معوض .هبه غیر معوض این بود که ما چیزی را ببخشیدیم و چیزی به جای آن نگرفتیم ولی هبه معوض این بود که مثلا ما یک کتاب نهج البلاغه بخشیدیم به جای آن یک کتاب حافظ را گرفتیم .در هبه معوض اگر عوضش را گرفتیم دیگر ما نمی توانیم بگوییم که آقا نهج البلاغه ما راپس بده چون جایش گرفتیم .اینجوری اگه بخواهد این کار صورت بگیرد باعث اختلاف می شود و فلسفه هبه و بخشش جایگاه خود را از دست می دهد.صورت بعدی که نمی شود واهب از هبه اش رجوع کند در صورتی است که موهوبه از مالکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهرا" مثل اینکه متهب بواسطه فلس محجور شود ، خواه اختیار مثل اینکه موهوبه به رهن داده شده است.مثل این می ماند که شما یک خانه را به پسرت یا به کسی دیگری مثل برادرزاده ات ، دایی ،عمو و... هبه داده باشی این شخص که مال را به آن داده بودی این مال را فروخت تبدیل به زمین کرد یا مثلا این آقا ازبین رفت و به ورثه اش رسید منتقل شد به کس دیگر در این صورت چون نقل و انتقالاتی در آن صورت گرفته است دیگر آن شخص واهب نمی تواند این را پس بگیرد.



صدور سند مالکیت

صدور سند مالکیت


Loading the player...

در معاملات بعضی مواقع به یک اموری تصریح می شود بعضی مواقع به اموری تصریح نمی شود اگر چه به اموری تصریح هم نشود ولی این ها لازم ملزوم آن معامله هستند .مثلا یک آقایی خانه ای را فروخته و خریدار هم پولش را داده ولی این خانه سند رسمی دارد .فروشنده موظف است برود سند را به نام خریدار انتقال دهد ولو اینکه در عقد قرارداد و قولنامه و مسائل این جوری تصریح نشده که فروشنده باید برود محضر انتقال سند بدهد.این انتقال سند چه تصریح بشود چه تصریح نشود بایستی فروشنده هنگامی که آن لوازمات انتقال سند فراهم شد برود دفتر خانه اسناد رسمی ، رسما سند خانه را به نام خریدار بزند.حالا اگر نرفت چه خواهد شد ؟ اگر نرفت خریدار می تواند به محاکم حقوقی مراجعه کند و دادخواست بدهد.طرفیت فروشنده مبنی بر الزام تنظیم سند رسمی .اگر این آقا نرفت دادگاه ثابت شد که خانه اش را فروخته به آن شرایط صحیح معامله آن وقت نماینده دادگاه می رود سند را به نام آقای خریدار منتقل می کند .حتی خریدار اگر وکیل گرفت هزینه دادرسی داده، پول کارشناسی داده ،همه خسارت های دادرسی را می تواند از فروشنده دریافت کند به حکم دادگاه. اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند، در صورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر این که جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد، عرفاً به منزله‌ی تصریح باشد و یا برحسب قانون، موجب ‌ضمان باشد.پس اگر کسی خانه ای فروخت زمین فروخت ماشینی فروخت که سند رسمی دارد موظف است برود سند را به نام خریدار انتقال دهد. ولو اینکه در قرارداد به این مساله اشاره ای نشده باشد.



حرمت ازدواج با اقارب

حرمت ازدواج با اقارب


Loading the player...

انواع اقارب:ما سه دسته اقارب داریم اقارب نسبی،اقارب رضایی و اقارب سببی.نسبی همان فامیلی است که انسان از آنها متولد شده است، رضاعی به واسطه شیر محرمیت حاصل شده باشد،.سببی هم به خاطر ازدواج. ماده 1047 قانون مدنی میگوید نکاح بین اشخاص زیر به واسطه مصاحره ممنوع است 1. بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه كه باشد اعم از نسبی و رضاعی اگر یک خانمی با یک آقا ازدواج کرد آن مرد نمی تواند با مادر این خانم و همچنین مادر بزرگ این خانم از هر درجه که باشد چه پدری و چه مادری ازدواج کند. 2. بین مرد و زنی كه سابقا زن پدر و یا زن یكی از اجداد یا زن پسر یا زن یكی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد اگر یک آقایی زن گرفته این زن نباید سابقا زن پدرش بوده یا زن پسرش بوده یا زن نوه اش بوده باشد این را می رساند که عروس انسان زن پدر انسان و همچنین زن اون ، نوه و نتیجه هم به افراد محرمند و نمی شود با آنها ازدواج کرد. 3. بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه كه باشد ولو رضاعی مشروط بر این كه بین زن و شوهر زناشوئی واقع شده باشد نمی تواند با آنها ازدواج کند .اگر یک آقایی به یک خانمی ازدواج کرد و مراسم عروسی هم صورت گرفت این مرد دیگر نمی تواند با بچه های آن زن که از شوهر سابقش دارد ازدواج کند .من یک نکته ای رابایستی عرض کنم گفتند که جمع بین دو خواهر ممنوع است اگر چه عقد منقطع باشد یعنی دو خواهر همزمان با هم نمی تواند زن یک مرد باشد حرمت اینها حرمت مقطعی است که اگر خواهر اول را طلاق داد عده اش تمام شد می تواند با خواهر دوم ازدواج کند ولی تا زمانی که خواهر دوم در عقدش است ولو اینکه عقد موقت باشد نمی تواند با خواهر دومش ازدواج کند.



فروش مال غیر

فروش مال غیر


Loading the player...

اگر یک شخصی ملک غیر را فروخت قبل از اینکه به شخص مالک اطلاع داده شود شخص مالک فوت کند .مثلا من زمینی مربوط به دوستم بود این زمین را بدون اجازه ایشان فروختم قصد هم داشتم بعد از اینکه فروختم به او بگویم فلانی زمینی که در فلان منطقه داشتی من فروختم شما این معامله را اجازه می دهی یا نه؟قبل از اینکه من به اطلاع ایشان برسانم فوت کرد در اینجا اجازه رد یا قبول معامله به وراث منتقل می شود .وارث آن شخص حق دارند این معامله را تنفیذ کنند .حالا لفظی یا کتبی کاری انجام دهند که دلالت بر قبول این معامله است و حق دارند این معامله را رد کنند اگر معامله را قبول نکنند در آن معامله اثر حقوقی بار نمی شود .آن کسی که وجه زمین را گرفته بایستی به خریدار پس بدهد و زمین هم از تصرف ایشان خارج کند.



قانون خرید جهیزیه

قانون خرید جهیزیه


Loading the player...

آیا تهیه جهیزیه از ناحیه خانواده دختر برای دختر الزامی است یا نه؟ تهیه وسایل زندگی جزء وظایف مرد است حالا عرف جامعه ما بر این شده که خانواده هایی که دختر دارند و دخترشان را شوهر می دهند تعدادی وسیله زندگی را خانواده دختر تهیه می کند به عنوان جهیزیه و موقع عروسی تحویل داماد می دهند.این الان عرف است این نه قانونی است و نه شرعی بلکه در واقع ممکن است که دو تا خانواده عروس و خانواده داماد با هم توافق کنند هر کدام از این خانواده ها مقداری از جهیزیه را فراهم کنند و این هم البته کار خوبی است که دو تا خانواده بیایند به خاطر اینکه فشار اقتصادی بر یک خانواده نباشد وسایلی را به عنوان جهیزیه تهیه کنند.اگر خانواده ها با هم توافق کنند دو نفری جهیزیه را فراهم کنند این کاری است که به ثواب نزدیک خواهد بود.



نگه داشتن عده

نگه داشتن عده


Loading the player...

ازدواج در عده حرام است اگر یک خانمی که از شوهری طلاق گرفته که مراسم عروسی صورت گرفته است ایشان باید عده نگه دارد و سه ماه در ایام عده نمی تواند با دیگران ازدواج کند اگر خدایی نخواسته اشتباه کند و مسائل شرعی و حقوقی را نداند درایام عده بیاید با شخص دیگری ازدواج کند این ازدواجش حرام است و باعث حرمت ابدی می شود یعنی بایستی هر چه سریعتر از این ازدواج جدا شود و دیگر تا زمانی که عمر دارد نمی تواند با او ازدواج کند.لذا این نکته حقوقی را باید توجه داشته باشند کسی که در عده طلاق به سر می برد یا در عده وفات زندگی می کند نمی تواند با شخص دیگری ازدواج کند اگردر این ایام ازدواج کند ازدواجش باطل و موجب حرمت ابدی می شود.



انواع مهریه

انواع مهریه


Loading the player...

در عقد نکاح آن چیزی که مرسوم است بایستی مهریه قرار بدهند البته در نکاح دائم قرار دادن مهریه از ارکان عقد نیست که اگر قرار ندهیم عقد باطل بشود ولی اگر کسی هم مهریه قرار نداده بعدا می توانند به عنوان مهرالمثل برایش چیزی در نظر بگیرند ولی در عقد موقت قرار دادن مهریه و اجرت جزء ارکان عقد است .یعنی اگر کسی صیغه موقت بشود و مهریه برایش در نظر نگیرند عقد باطل است. ولی در عقد نکاح چنین نیست حال مهریه چه باید باشد قانون گذار و شرع مقدس که اینجا از نظر فقهای شیعه استفاده شده هر چیزی که مالیت داشته باشد میتواند به عنوان مهر قرار بگیرد. مالی باشد به عنوان کالا قابل تبادلات اقتصادی قرار بگیرد می شود مهریه قرار داد پس چیزی که مالیت داشته باشد و ارزش مالی داشته باشد از نظر جامعه ما می تواند به عنوان مهر قرار گیرد و اگر کسی مثلا یک کتاب یک دفتر یک قلم یا چیزهای دیگری که ارزش اقتصادی دارند و در بازار مسلمان ها قابل معاوضه است این ها را به عنوان مهریه خانمش قرار بدهد یا با هم توافق داشته باشند هیچ مشکلی ندارد آن عقد صحیح است بعدا هم آن خانم می تواند آن چیزی که به عنوان مهریه قرار داده شده و در بازار مسلمین قابل قیمت گذاری است مطالبه کند.



انواع مهریه

انواع مهریه


Loading the player...

در عقد نکاح آن چیزی که مرسوم است بایستی مهریه قرار بدهند البته در نکاح دائم قرار دادن مهریه از ارکان عقد نیست که اگر قرار ندهیم عقد باطل بشود ولی اگر کسی هم مهریه قرار نداده بعدا می توانند به عنوان مهرالمثل برایش چیزی در نظر بگیرند ولی در عقد موقت قرار دادن مهریه و اجرت جزء ارکان عقد است .یعنی اگر کسی صیغه موقت بشود و مهریه برایش در نظر نگیرند عقد باطل است. ولی در عقد نکاح چنین نیست حال مهریه چه باید باشد قانون گذار و شرع مقدس که اینجا از نظر فقهای شیعه استفاده شده هر چیزی که مالیت داشته باشد میتواند به عنوان مهر قرار بگیرد. مالی باشد به عنوان کالا قابل تبادلات اقتصادی قرار بگیرد می شود مهریه قرار داد پس چیزی که مالیت داشته باشد و ارزش مالی داشته باشد از نظر جامعه ما می تواند به عنوان مهر قرار گیرد و اگر کسی مثلا یک کتاب یک دفتر یک قلم یا چیزهای دیگری که ارزش اقتصادی دارند و در بازار مسلمان ها قابل معاوضه است این ها را به عنوان مهریه خانمش قرار بدهد یا با هم توافق داشته باشند هیچ مشکلی ندارد آن عقد صحیح است بعدا هم آن خانم می تواند آن چیزی که به عنوان مهریه قرار داده شده و در بازار مسلمین قابل قیمت گذاری است مطالبه کند.



در صلح

در صلح


Loading the player...

در صلح ماده ٧۵٢ صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی، در مورد معامله و غیر آن واقع شود. ماده ٧۵٣ برای صحت صلح، طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند. ماده ٧۵۴ هر صلح نافذ است جز صلح بر امری که غیر مشروع باشد. ماده ٧۵۵ صلح با انکار دعوا نیز جایز است بنابراین درخواست صلح، اقرار محسوب نمی شود. ماده ٧۵۶ حقوق خصوصی که از جرم تولید می شود ممکن است مورد صلح واقع شود. ماده ٧۵٧ صلح بلاعوض نیز جایز است. ماده ٧۵٨ صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه ی معامله را که به جای آن واقع شده است می دهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح، عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون این که شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود. ماده ٧۵٩ حق شفعه در صلح نیست هر چند در مقام بیع باشد. ماده ٧۶٠ صلح، عقد لازم است اگر چه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد و بر هم نمی خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله. ماده ٧۶١ صلحی که در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح با شد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی تواند آن را فسخ کند اگر چه به ادعای غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار. ماده ٧۶٢ اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است. ماده ٧۶٣ صلح به اکراه نافذ نیست. ماده ٧۶۴ تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است. ماده ٧۶۵ صلح دعوی مبتنی بر معامله ی باطله، باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است. ماده ٧۶۶ اگر طرفین به طور کلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشند کلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگر چه منشأ دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر این که صلح به حسب قرائن شامل آن نگردد. ماده ٧۶٧ اگر بعد از صلح معلوم گردد که موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است. ماده ٧۶٨ در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مال الصلحی که می گیرد متعهد شود که نفقه ی معینی همه ساله یا همه ماهه تا مدت معین تأدیه کند این تعهد ممکن است به نفع طرف مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود. ماده ٧۶٩ در تعهد مذکوره در ماده ی قبل به نفع هر کس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمود که بعد از فوت منتفع، نفقه به وراث او داده شود. ماده ٧٧٠ صلحی که بر طبق دو ماده فوق واقع می شود به ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه، فسخ نمی شود مگر این که شرط شده باشد.



ماده 631 تا 646

ماده 631 تا 646


Loading the player...

ماده ۶٣١ هر گاه کسی مال غیر را به عنوانی غیر از مستودع متصرف باشد و مقررات این قانون او را نسبت به آن مال امین قرار داده باشد مثل مستودع است : بنابراین مستأجر نسبت به عین مستأجره، قیم یا ولی نسبت به مال صغیر یا مولی علیه و امثال آن ها ضامن نمی باشد مگر در صورت تفریط یا تعدی و در صورت استحقاق مالک به استرداد از تاریخ مطالبه ی او و امتناع متصرف با امکان رد، متصرف مسئول تلف و هر نقص یا عیبی خواهد بود اگر چه مستند به فعل او نباشد. ماده ۶٣٢ کاروانسرادار و صاحب مهمانخانه و حمامی و امثال آن ها نسبت به اشیا و اسباب یا البسه ی واردین وقتی مسئول می باشند که اشیا و اسباب یا البسه نزد آن ها ایداع شده باشد و یا این که بر طبق عرف بلد در حکم ایداع باشد. مبحث سوم - در تعهدات امانتگذار ماده ۶٣٣ امانتگذار باید مخارجی را که امانتدار برای حفظ مال ودیعه کرده است به او بدهد. ماده ۶٣۴ هر گاه رد مال مستلزم مخارجی باشد بر عهده ی امانتگذار است. فصل دهم - در عاریه ماده ۶٣۵ عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود. عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر گویند. ماده ۶٣۶ عاریه دهنده علاوه بر اهلیت باید مالک منفعت مالی باشد که عاریه می دهد اگر چه مالک عین نباشد. ماده ۶٣٧ هر چیزی که بتوان با بقای اصلش از آن منتفع شد می تواند موضوع عقد عاریه گردد . منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلایی باشد. ماده ۶٣٨ عاریه عقدی است جایز و به موت هر یک از طرفین منفسخ می شود. ماده ۶٣٩ هر گاه مال عاریه دارای عیوبی باشد که برای مستعیر تولیدخسارتی کند معیر مسئول خسارت وارده نخواهد بود مگر این که عرفاً مسبب محسوب شود . همین حکم در مورد مودع و موجر و امثال آن ها نیز جاری می باشد. ماده ۶۴٠ مستعیر ضامن تلف یا نقصان مال عاریه نمی باشد مگر در صورت تفریط یا تعدی. ماده ۶۴١ مستعیر مسئول منقصت ناشی از استعمال مال عاریه نیست مگر این که در غیر مورد اذن، استعمال نموده باشد و اگر عاریه مطلق بوده برخلاف متعارف استفاده کرده باشد. ماده ۶۴٢ اگر بر مستعیر شرط ضمان شده باشد مسئول هر کسر و نقص انی خواهد بود اگر چه مربوط به عمل او نباشد. ماده ۶۴٣ اگر بر مستعیر شرط ضمان منقصت ناشی از صرف استعمال نیز شده باشد ضامن این منقصت خواهد بود. ماده ۶۴۴ در عاریه ی طلا و نقره اعم از مسکوك و غیرمسکوك مستعیر ضامن است هر چند شرط ضمان نشده و تفریط یا تعدی هم نکرده باشد. ماده ۶۴۵ در رد عاریه باید مفاد مواد ۶٢۴ و ۶٢۶ تا ۶٣٠ رعایت شود. ماده ۶۴۶ مخارج لازمه برای انتفاع از مال عاریه بر عهده ی مستعیر است و مخارج نگاهداری آن تابع عرف و عادت است مگر این که شرط خاصی شده باشد.



قانون مدنی: ماده 604 تا 606

قانون مدنی: ماده 604 تا 606


Loading the player...

ماده ۶٠۴ کسی که در ملک دیگری حق ارتفاق دارد نمی تواند مانع از تقسیم آن ملک بشود ولی بعد از تقسیم، حق مزبور به حال خود باقی می ماند. ماده ۶٠۵ هر گ اه حصه ی بعضی از شرکا، مجرای آب یا محل عبور حصه ی شریک دیگر باشد، بعد از تقسیم، حق مجری یا عبور ساقط نمی شود مگر این که سقوط آن شرط شده باشد و همچنین است سایر حقوق ارتفاقی. ماده ۶٠۶ هر گاه ترکه میت قبل از ادا دیون تقسیم شود و یا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینی بوده است طلبکار باید به هر یک از وراث به نسبت سهم او رجوع کند و اگر یک یا چند نفر از وراث، معسر شده باشد طلبکار می تواند برای سهم معسر یا معسرین نیز به وراث دیگر رجوع کند.



ماده 127 تا 135 قانون مدنی

ماده 127 تا 135 قانون مدنی


Loading the player...

ماده ۱۲۷

پله‌ی فوقانی، ملک صاحب طبقه‌ی فوقانی محسوب است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

ماده ۱۲۸

هیچ یک از صاحبان طبقه‌ی تحتانی و غرفه‌ی فوقانی نمی‌تواند دیگری را اجبار به تعمیر یا مساعدت در تعمیر دیوارها و سقف آن بنماید.

ماده ۱۲۹

هر گاه سقف واقع مابین عمارت تحتانی و فوقانی خراب شود، در صورتی که بین مالک فوقانی و مالک تحتانی، موافقت در تجدید بنا حاصل نشود و قرارداد ملزمی سابقاً بین آن‌ها موجود نباشد هر یک از مالکین اگر تبرعا سقف را تجدید نموده، چنان چه با مصالح مشترک ساخته شده باشد سقف، مشترک است و اگر با مصالح مختصه ساخته شده، متعلق به بانی خواهد بود.

ماده ۱۳۰

کسی حق ندارد از خانه‌ی خود به فضای خانه همسایه، بدون اذن او خروجی بدهد و اگر بدون اذن، خروجی بدهد ملزم به رفع آن خواهد بود.

ماده ۱۳۱

اگر شاخه‌ی درخت کسی داخل در فضای خانه یا زمین همسایه شود باید از آن جا عطف کند و اگر نکرد همسایه می‌تواند آن را عطف کند و اگر نشد از حد خانه‌ی خود قطع کند و همچنین است حکم ریشه‌های درخت که داخل ملک غیر می‌شود.

ماده ۱۳۲

کسی نمی‌تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد.

ماده ۱۳۳

کسی نمی‌تواند از دیوار خانه‌ی خود به خانه‌ی همسایه در باز کند اگر چه دیوار، ملک مختصی او باشد لیکن می‌تواند از دیوار مختصی خود روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حق منع او را ندارد ولی همسایه هم می‌تواند جلوی روزنه و شبکه دیوار بکشد یا پرده ‌بیاویزد که مانع رؤیت شود.

ماده ۱۳۴

هیچ یک از اشخاصی که در یک معبر یا یک مجری شریکند نمی‌توانند شرکای دیگر را مانع از عبور یا بردن آب شوند.

ماده ۱۳۵

درخت و حفیره و نحو آن‌ها که فاصل مابین املاک باشد در حکم دیوار مابین خواهد بود.



ماده 77 تا 91 قانون مدنی

ماده 77 تا 91 قانون مدنی


Loading the player...

ماده ۷۷

هر گاه واقف برای دو نفر یا بیشتر به طور استقلال تولیت قرار داده باشد هر یک از آن‌ها فوت کند، دیگری یا دیگران مستقلاً تصرف ‌می‌کنند و اگر به نحو اجتماع قرار داده باشد تصرف هر یک بدون تصویب دیگری یا دیگران نافذ نیست و بعد از فوت یکی از آن‌ها، حاکم شخصی را ضمیمه‌ی آن که باقی مانده است می‌نماید که مجتمعاً تصرف کنند.

ماده ۷۸

واقف می‌تواند بر متولی، ناظر قرار دهد که اعمال متولی به‌ تصویب یا اطلاع او باشد.

ماده ۷۹

واقف یا حاکم نمی‌تواند کسی را که در ضمن عقد وقف، متولی قرار داده شده است، عزل کند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت متولی ظاهر شود، حاکم ضم امین می‌کند.

ماده ۸۰

اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد و متولی فاقد آن وصف گردد منعزل می‌شود.

ماده ۸۱

در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد، اداره‌ی موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود.

ماده ۸۲

هرگاه واقف برای اداره کردن موقوفه، ترتیب خاصی معین کرده باشد متولی باید به همان ترتیب رفتار کند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد متولی باید راجع به تعمیر و اجاره و جمع‌آوری منافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ موقوفه و غیره مثل وکیل امینی، عمل نماید.

ماده ۸۳

متولی نمی‌تواند تولیت را به دیگری تفویض کند مگر آن که واقف در ضمن وقف به او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط‌ مباشرت نشده باشد می‌تواند وکیل بگیرد.

ماده ۸۴

جایز است واقف از منافع موقوفه سهمی برای عمل متولی قرار دهد و اگر حق‌التولیه معین نشده باشد متولی مستحق اجرت‌المثل عمل است‌.

ماده ۸۵

بعد از آن که منافع موقوفه، حاصل، و حُصه‌ی هر یک از موقوف‌علیهم معین شد، موقوف‌علیه می‌تواند حصه‌ی خود را تصرف کند اگر چه متولی اذن نداده باشد مگر این که واقف، اذن در تصرف را شرط کرده باشد.

ماده ۸۶

در صورتی که واقف ترتیبی قرار نداده باشد، مخارج تعمیر و اصلاح موقوفه و اموری که برای تحصیل منفعت لازم است بر حق موقوف‌علیهم، مقدم خواهد بود.

ماده ۸۷

واقف می‌تواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوف‌علیهم به تساوی تقسیم شود یا به تفاوت و یا این که اختیار به متولی یا شخص دیگری بدهد که هر نحو مصلحت می‌داند تقسیم کند.

ماده ۸۸

بیع وقف در صورتی که خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد در صورتی جایز است که عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود.

ماده ۸۹

هر گاه بعض موقوفه خراب یا مشرف به خرابی گردد به طوریکه انتفاع از آن ممکن نباشد، همان بعض، فروخته می‌شود مگر این که خرابی بعض، سبب سلب انتفاع قسمتی که باقی‌مانده است بشود، در این صورت تمام فروخته می‌شود.

ماده ۹۰

عین موقوفه در مورد جواز بیع، به اقرب به غرض واقف تبدیل می‌شود.

ماده ۹۱

در موارد ذیل منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومیه خواهد شد:

۱- در صورتی که منافع موقوفه، مجهول‌المصرف باشد مگر این که‌ قدر متیقنی در بین باشد.

۲- در صورتی که صرف منافع موقوفه در مورد خاصی که ‌واقف‌ معین کرده است، متعذر باشد.



تملک

تملک


Loading the player...

ماده ۱۴۰

تملک حاصل می‌شود:

۱- به احیا اراضی موات و حیازت اشیا مباحه‌

۲- به وسیله‌ی عقود و تعهدات‌

۳- به وسیله‌ی اخذ به شفعه‌

۴- به ارث‌

باب اول - در احیای اراضی موات و مباحه

ماده ۱۴۱

مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله‌ی عملیاتی که در عرف، آباد کردن محسوب است از قبیل‌ زراعت، درختکاری، بنا ساختن و غیره قابل استفاده نمایند.

ماده ۱۴۲

شروع در احیا از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن ‌چاه و غیره، تحجیر است و موجب مالکیت نمی‌شود ولی برای‌ تحجیرکننده ایجاد حق اولویت در احیا می‌نماید.

ماده ۱۴۳

هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک‌ احیا کند مالک آن قسمت می‌شود.

ماده ۱۴۴

احیای اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز می‌باشد.

ماده ۱۴۵

احیاکننده باید قوانین دیگر مربوط به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید.



مطالبه قرض

مطالبه قرض


Loading the player...

اگر شخصی به كسی پولی را قرض بدهد یا جنسی را قرض بدهد كه در مدت معینی برگرداند ولی آن طرف برگشت نداد اگه از آن شخص رسیدی دارد ،سفته ای دارد، چكی دارد كه به جای آن قرض ازاو گرفته است می تواند دادخواست مطالبه بدهد طبق مقررات اقدام كند حالا یک وقت است كه اصلا چیزی از او نگرفت ولی كسی كه قرض گیرنده است .آنقدر مردانگی و وجدان دارد كه اگر دادگاه احضارش كرد بگوید ازاو قرض گرفتم ولی نتوانستم پرداخت كنم. یكی از ادله اثبات دعوا اقراراست اگر طرف دعوا در دادگاه اقرار كرد كه در فلان تاریخ فلان روز از ایشان قرض گرفتم و نتوانستم پرداخت كنم طبق استناد همین اقرار دادگاه این شخص رو محكوم به پرداخت می كند .طبق ماده 1258 قانون مدنی دلایل اثبات دعوا از قرار ذیل است: اقرار ،دوم اسناد كتبی است همین كه ما قبضی رسیدی از كسی گرفته ایم، سوم شهادت شهود یا امارات مثلا امارات میگوید كه آقا در فلان روز از این آقا سوال كنید آمده خانه ما از ما پول گرفته دلیل و مدركی نداریم ولی خودش اقرار دارد كه آمده خانه ما بعد از خانه ما رفته است مغازه خرید كرده این را ما كنارهم به عنوان اماره قرار می دهیم كه این آقا قبلش پول نداشت بعدش از خانه ما رفته مغازه خرید كرده است دلیل بر اینه كه حتما رفته از خانه آقا پول گرفته است. یكی دیگه از جاهایی كه ما ممكنه دلیل نداشته باشیم ولی طرف آدم متدینی است می توانید قسمش بدهیددر جایی كه هیچ دلیلی نداریم ما می توانیم طرف رو قسم بدهیم و حق خودمان را اثبات كنیم در روایات هم داریم «البینه علی المدعی و الیمین علی من انكر» مدعی باید شاهد بیاورد ولی كسی كه منكر است باید قسم بخوره كه مثلا بدهكار نیست .اگر قسم خورد كه بدهكار نیست قبول می كنیم اگر قسم خورد بالاخره افراد متدین قسم نمی خورند.



اثر بیع

اثر بیع


Loading the player...

ماده 362 قانون مدنی این گونه می گوید که آثار دینی که صحیحا واقع شده باشد به قرار ذیل است: ۱- به مجرد وقوع بیع، مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می‌شود؛ ۲- عقد بیع، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می‌دهد؛ ۳- عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می‌نماید؛ ۴- عقد بیع مشتری رابه تادیه ثمن ملزم می‌کند.پس یک معامله ای اگر صحیح واقع شد مثلا فرض می کنیم که یک آقایی خانه اش را فروخت در مقابل خانه مثلا 100 میلیون تومان 200 میلیون تومان پول از مشتری گرفت وقتی که این معامله ای صحیح واقع شد آن شخصی که خریدار است مالک آن خانه می شود و شخصی که فرشنده است مالک پول می شود. بعد اگر مشکلاتی مثلا نواقصی داشته باشند اگر این خانه ای که فروخته شده است مثلا نقص داشت مشکل داشت آن آقای فروشنده ضامن است یا این چکی را که به آقای خریدار به فروشنده داد اگر قبلا کسی رفته این چک را توقیف کرده جلو حساب این آقا را بسته بایستی مشتری خسارات ومشکلات و نواقصی که در کار چک هست بر طرف کند و همین طور اثر دیگری که بر آن بار است این آقا گفت من فرختم این آقا گفت من خریدم به صرف خرید و فروش این معامله تبعاتی دارد. این آقایی که خانه رو فروخت مجبوراست خانه را تحویل بدهدوآن آقای که خرید مجبوراست پول و ثمن معامله را تحویل دهد این گونه نیست که بخرد و فرار کند وبرود و این آقا که بفروشد و از تحویل خانه بی خیال شود اگر که معامله صحیح واقع شد اگر فردا خانه را تحویل ندهد به حکم دادگاه ازش تحویل می گیرند به اعتبار اینکه بیع و معامله صحیحا واقع شده و بایستی اثرات معامله را داشته باشد اگر نداشته باشد طرفین ضرر خواهند کرد.



شرایط فسخ معامله

شرایط فسخ معامله


Loading the player...

اگر معامله ای بین دو طرف واقع بشود ولی طرفین به یک نحوی بخواهند معامله را باطل بکنند آیا راهی هست که قراردادی که نوشته اند این معامله را به هم بزنند ،این فروشنده در ملک خود تصرف کنند و خریدار هم ثمن معامله را تحویل بگیرد ماده 283 قانون مدنی می فرماید که: بعد از معامله‌، طرفین می‌توانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ ‌کنند اقاله یعنی به هم زدن قرارداد فسخ هم یعنی گسستن آن چیزی را که نوشته اند ، از نظر حقوقی باطل کنند. ماده بعدی می فرماید که اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع می شود که دلالت بر بهم زدن معامله کند مثل اینکه آقا خانه ای فروخته بعد پشیمان شد رفت به شخص خریدار گفت خانه ای که به شما فروخته ام اشتباه کردم پشیمان شدم اگه لطف کنید خانه را پس بدهید ممنون می شوم مشتری هم گفت منم پشیمانم منم حاضرم . منتهی این را باید به لفظ بیاورند یا اگر قرارداد کتبی هست این را دربنگاه اگر معامله واقع شده حتما به آن بنگاه یا به دفتر خانه اسناد رسمی مراجعه کنند که فلان معامله ای که در فلان تاریخ بین آقای فلانی با آقای فلانی واقع شده فسخ کرده اند اقاله کرده اند یا اگر اینجوری نیست حتما شاهد بگیرند که این معامله فسخ کرده اند لذا اگر طرفین معامله تصمیم به فسخ یا اقاله معامله گرفتند حتما این را ثبت کنند در محضر یا بنگاهی که قرارداد ثبت کرده اند یا اگر بنگاه یا محضر نیست حداقل به افرادی که در جریان معامله بوده اند به عنوان شاهد قرار بدهند که معامله به هم خورده است.



شرایط قرض دادن

شرایط قرض دادن


Loading the player...

مسئله قرض دادن و قرض گرفتن منشاش از قرآن كریم آیه 282 سوره بقره است می گوید كه اگر به كسی قرض دادید حتما در حضور دو تا شاهد و مكتوب رسید بگیرید حالا در زمان قدیم و صدر اسلام سفته و چك نبوده این ها می آمدند رسید می گرفتند بعد پای رسید را علاوه بر آن كسی كه قرض گرفته دو نفر شاهد امضا می كردند بعداگر وقتی قرض می دهیم دو نفر شاهد مرد بود فبها ، اگرنه دو نفر مرد نبود میتوان از یک نفر مرد بادو نفر زن استفاده كنید الان كه دیگر ممكن است این جوری نباشد به هر حال یک كسی را كه ما قرض می دهیم ولو اینكه فامیل نزدیك هم باشد عقل حكم میكند كه ما یک رسیدی از ایشان بگیریم ممكن است این رسید عادی باشد ممكن است چك باشد ممكن است سفته باشد یا اقرار نامه محضری باشد طرف را ببرند محضر ازاو اقرارا نامه بگیرند كه آقا من در مورخه فلان 10 میلیون تومان از فلان آقا قرض گرفتم قرار هم شد 6 ماه بعد تحویل بدهم امضا كند تحویل طرف بدهد . لذا تاكید قرآن به عنوان یك دستور الهی بر این است كه وقتی ما قرض میدهیم به افراد بالاخره از آنها سند بگیریم این سند چه در قالب شهود باشد، در قالب رسید باشد، چه در قالب قبض باشد باید رعایت بكنیم اگر كسی این كار را نكند پول بدهد یا مال بدهد رسید نگیرد بعدا باید خودش را سرزنش كند درست است که ما باید به افرادی اعتماد كنیم ولی چرخش و مرور زمان بعضی مواقع پیش می آید كه دیگران اموری كه انجام دادند را انكار می كنند اگر مستند داشته باشیم هیچوقت ضرر نمی كنیم .



هیچ نتیجه ای وجود ندارد