جهش تولید | شنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۹

جهانی سازی و رسانه های محلی به قلم دکتر علی طلوعی ، مدیر کل مرکز - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

جهانی سازی و رسانه های محلی به قلم دکتر علی طلوعی ، مدیر کل مرکز

جهانی سازی و رسانه های محلی به قلم دکتر علی طلوعی ، مدیر کل مرکز


 

سهم شبکه های استانی در سیاست های قومی

شبکه های استانی با توجه به ظرفیت وکارایی خود با توسل به شیوه های مختلف می توانند سیاستگذاری های ملی را درباره تنوع قومیت ها عملی کنند که این شیوه ها را با توجه به حوزه های چند گانه ، فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی می توان به شرح ذیل بیان کرد:

الف) حوزه فرهنگی :

1ـ تأکید برمواریث فرهنگی یا پیشینه مشترک تاریخی بویژه همزیستی دائمی اقوام و نیز دخالت تاریخی اقوام در حاکمیت .

2ـ تأکید بر زبان فارسی ( که البته نباید به معنی جلوگیری از کاربرد دیگر زبانها و گویش ها شود .)

3ـ تقویت جایگاه روحانیت (بومی) و نیز تشویق و تعمیق دین گرایی ( در معنای بومی ) .

4- ارتقاء سطح سواد و رشدآموزش و پرورش

5- حساسیت زدایی در خصوص رشدمطبوعات محلی ، ادبیات فلکولوریک، موسیقی محلی ،هنرها و گرایش های آیینی و نیز لباس و پوشش محلی.

6- پرهیز از بی هویت جلوه دادن زبان و فرهنگ های بومی.

7- غیر سیاسی کردن مذهب در قومیتها .

8- تاکید بر مفاهیم جوهری اسلام و پرهیز از تشدید و تعمیق عوامل منفک کننده مذهب .

ب)حوزه اجتماعی:

1- تقویت احترام ،عزت و تکریم شهروندان از سوی همدیگر .

2- نهادینه کردن عناصر مثبت از جمله احترام به نظرات ، سلیقه هاو حقوق اکثریت.

3- افزایش میزان تحمل ،سعه صدر و فرهنگ تساهل و مدارا.

4- تقویت احساسات عام گرایانه .

5- ارتقاءسطح ایران گردی .

6- تشویق به دانش آموزی در داخل کشور(به ویژه تحصیل عوالم دینی در داخل ایران).

7- تبیین افزایش اختیارات شوراهای محلی .

8- تقویت ارتباطات برای یکپارچه ساختن عواطف و احساسات موجود و تقویت علایق و منافع مشترک و زدایش تصورات قالبی.

9- تقویت تیم های ورزشی در مناطق قومی و تشویق برای حضور در مسابقات سراسری و ملی.

10- تقویت برنامه های تبادل فرهنگی بین قومی از طریق نمایشگاهها و جشنواره های علمی ،ادبی،هنری و نمایشی .

ج)حوزه اقتصادی:

1- توجه به عمران و توسعه منطقه ای مناطق مرزی و قوم نشین.

2- به تصویر کشیدن محرومیتها در مناطق قومی .

د) حوزه سیاسی:

1- تلاش در تغییر نحوه تفکر سیاست نخبگان حکومتی.

2- تلاش در تحقق حقوق شهروندی و تقویت نهادهای مدنی .

3- تلاش در برابری فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه و انتخاب توام با اطمینان و اعتماد مسئولان بومی.

4- جداسازی تحلیلی دولت و حکومت از کلیت واحد سیاسی – اصلاح رویکرد مبتنی بر تمایز گذاری بین حکومت و ساختارملی .

5- جلوگیری از ترویج احساسات کاذب و رقابتهای قومی.

6- بسط مشارکت سیاسی نهادینه شده و نا امید سازی عمومی نسبت به اتخاذ روشهای غیر مسالمت آمیز .

7- حساسیت زدایی در زمینه مسائل تقسیمات کشوری و پاسخگویی سریع و صریح در صورت طرح تقاضا در این زمینه در چار چوب استراتژی تحقق وحدت ملی .

8- آگاهی بخشی در خصوص مسائل فراملی به ویژه دخالت بیگانگان .

تاریخچه فعالیت شبکه های استانی :

بطور کلی از حیث تاریخی شکل گیری رسانه های محلی در ایران از دیر باز حساسیت برانگیز بوده است . این امر بیشتر ناشی از دو عامل کثرت قومی کشور و نیز ساختار نظام سیاسی حاکم خواه قبل یا بعد از انقلاب بوده است . از بدو ورود این رسانه ها به کشور ما ( رادیو 1319 و تلویزیون 1334 ) تاکنون آنها نه بعنوان پدیده ای فرهنگی و ابزاری جهت گسترش ارتباطات و اطلاع رسانی و در خدمت توسعه فرهنگی بلکه به مثابه ابزار سیاسی برای مشروعیت سازی و بسط حاکمیت مستقل نگریسته شده است . در سالهای قبل از انقلاب به رغم اهمیت رسانه و وقوف رژیم پهلوی به آن در تبلیغ آیین پهلوی گرایی ، نبود زیرساخت های اولیه ، ضعف نیروی انسانی کارآمد ، کمبود امکانات و بهره نگرفتن از دانش فنی روز ، شبکه رادیو و خصوصاً تلویزیون محلی تا حدود زیادی کاربرد و کارایی نداشت . حتی برنامه های سراسری نیز فراگیری کامل نداشته و برد آنها حدکثر به شهرهای عمده و مناطق فردی محدود می شد . پس از انقلاب اسلامی به مقتضای ایدئولوژیک نظام جدید کارکرد سیاسی رسانه ها وجهی مضاعف یافت . تلقی حضرت امام ( ره) از صداو سیما به مثابه یک دانشگاه عمومی ، جایگاه و رسالت نوین این نهاد را نشان می دهد . تحول مهم در صداو سیما با راه انداری شبکه های استانی صداو سیما پدید آمد . این روند از رادیو آغاز شد که نیاز به امکانات کمتری دارد و به موازات آن راه انداری شبکه های تلویزیونی استانی نیز در دستور کار سازمان قرار گرفت و هم اکنون قریب به اتفاق استانها دارای شبکه مستقل محلی هستند .

ضرورت تأسیس و کارکردهای شبکه های استانی

یکی از عوامل تأثیرگذاری در اجرایی کردن سیاست های قومی جامعه به منظور حفظ وفاق ملی در عین تفاوت های فرهنگی و یا به عبارتی وحدت در عین کثرت ، راه اندازی شبکه های رادیویی و تلویزیونی در مناطق مختلف کشور است . استراتژی صدا و سیما در قبال وحدت ملی ، ایجاد تنوع ارتباطی است . ارتباط با استان های مختلف با اقتضائات متفاوت با آسیب های اجتماعی متفاوت با آسیب های اجتماعی متفاوت و شرایط خاص هر استان بستگی دارد .

( لاریجانی ، 1377 : 3 )

اکنون بحث فرهنگ های بومی یا خرده فرهنگ ها مساله مطرحی در سطح دنیاست و اختصاص به کشور ما ندارد برخی فکر می کنند وقتی می گوییم از خرده فرهنگ های فرد صیانت کنیم به این معناست که هر آنچه در فرهنگ های خود است باید به همان صورت پذیرفته شوند ووقتی هم می خواهند فرهنگ ملی را تعریف کنند می گویند :«فرهنگ های ملی عبارت از کل فرهنگ های فرد است».

رابطه فرهنگ ملی و فرهنگ های فرد ،رابطه کل و جزء نیست، بلکه رابطه کلی و جزیی است. کل و جزبا کلی و جزیی متفاوت است.فرهنگ ملی یک امر کلی است که فرهنگ های خرده مصادیق و تجلیات آن هستند . فرهنگ های فرد باید دارای مشخصه های فرهنگ ملی باشند. مادر فرهنگ های خود به این دلیل روی موسیقی کار می کنیم که مهد فرهنگ ملی ماست.

شبکه های ملی برحسب طبقات فکری جامعه تقسیم شده است و شبکه های استانی می بایست بر اساس استراتژی نیاز سنجی در زمینه های توسعه کشور و نگاه به مسایل سیاسی و فرهنگی مناطق مختلف طراحی شود چرا که هر منطقه ای بر حسب شرایط خاصی که دارد نگاهی خاص از نظر تبلیغ و اطلاع رسانی را می طلبد (لاریجانی:3) به عبارت دیگر مردم هر استان نیاز به موضوعات محلی و منطقه ای دارند که حکم آئینه زندگی اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی آنهاست که فرصت پرداختن به آنها در شبکه های ملی وجود ندارد.دامنه این موضوعات می تواند بسیار وسیع باشد از موسیقی محلی گرفته تا زبان و ادبیات محلی، هنر، پوشش و لباس، معماری،آداب و رسوم و...

از طرفی ضرورت شبکه های استانی را می توان از دو منظر قابل بررسی دانست.

کارکرد داخلی

از این منظر اینگونه استنباط می شود که این شبکه ها با هدف احترام به تنوع فرهنگی ، برابری فرصت برای گروه های اجتماعی و فرهنگی به منظور مشارکت در حیات فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی و حمایت از فرهنگ های در حاشیه مانده و یا در خطر فراموشی تاسیس گردیده اند.از طرفی چون ما کشوری دارای مساله قومی هستیم که با راه اندازی شبکه های استانی می شود به توسعه زبان و ادبیات فارسی ، تاکید بر مواریث فرهنگی و دخالت دادن تاریخی اقوام در حاکمیت ،تقویت جایگاه روحانیت (بومی) و نیز تشویق و تعمیق دین گرایی، جلوگیری از بی هویت جلوه دادن زبان و فرهنگ های بومی ، غیر سیاسی کردن مذهب در قومیت ها، جلوگیری از ترویج احساسات کاذب و رقابت های قومی ، حساسیت زدایی در زمینه مسائل تقسیمات کشوری ، تقویت احساسات عام گرایانه ، ارتقاء سطح ایران گردی ، توجه به عمران و توسعه منطقه ای مناطق مرزی و قوم نشین، پی گیری و کاهش محرومیت و... پرداخته و زمینه های وحدت در عین کثرت را برجسته کنند.

کار کرد خارجی

شبکه های استانی رادیو و تلویزیون یک کارکرد حساس و حیاتی در زمینه خارجی می توانند داشته باشند و به عنوان مجریان سیاستگذاری قومی و عاملان برجسته کردن تنوع های قومی در راستای وحدت ملی می توانند مهم ترین نقش را ایفاء کنند.

آنچه در بحث جهانی سازی به عنوان یک هدف اصلی مطرح شد همگون سازی فرهنگی است. یعنی مجریان پروژه جهانی سازی به دنبال آن هستند با مطرح کردن فرهنگ نمادین یا فرهنگ مهاجم تمامی فرهنگ های دیگر کشورها را یا تضعیف

کرده یا به کلی از بین ببرند تا با تبدیل همه فرهنگ ها به یک فرهنگ مورد نظر که همانا فرهنگ مصرفی مورد نظر امریکاست اهداف سیاست های جهانی سازی را پیاده کنند.لذا یکی از راه های مقابله با تهاجم نمادین یا تهاجم فرهنگی که بهتر است بگوییم اساسی ترین راه ها ،تکثر و تنوع فرهنگی در مقابل همگون سازی فرهنگی است. از انجا که فرهنگ ایرانی یک فرهنگ متکثر است لذا می توان تصور کرد که شبکه های استانی با برجسته کردن و احیای خرده فرهنگ ها و هویت بخشیدن به فرهنگ های قومی ، بومی و محلی در راستای تقویت فرهنگ ملی می تواند جهانی سازی را به چالش بکشاند.