جهش تولید | شنبه، ۱۰ خرداد ۱۳۹۹

حضرت آیت‌الله تألهی از نگاه عالمان

حضرت آیت‌الله تألهی از نگاه عالمان

مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملاعلی همدانی

عالم و عارف وارسته مرحوم آیت الله آخوند ملاعلی همدانی یکی از تأثیرگذارترین و مهم ترین عالمان قرن اخیر همدان است.

عالمی که شاگردی مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم و مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را در کارنامه دارد. امام راحل (ره) از وی به عنوان «سلمان» یاد می کند. از ایشان نقل شده است که در وصف آیت الله تألهی (ره) می فرمودند: گاهی بلا به همدان نزدیک می شود، ولی به احترام حاج شیخ هادی از شهر دور می شود.

مرحوم آیت الله آخوند ملاعلی همدانی (ره) و مرحوم آیت الله آقا نجفی (ره) وصیت کرده بودند آیت الله تألهی (ره) بر پیکر آنها نماز بخوانند.

سال ۱۳۵۷ و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی بود که آیت الله آخوند (ره) رحلت فرمودند و تشییع جنازه ایشان در همدان مبداء قيام و تظاهرات های جدی و مؤثر منتهی به شعله ور شدن آتش مبارزه علیه رژیم شاه گردید. در این روز نماز باشکوهی بر پیکر آیت الله آخوند (ره) اقامه شد. آیت الله تألهی (ره) کسی بود که نماز را بر پیکرشریف آخوند ملاعلی همدانی اقامه فرمودند.

فرزند ایت الله تألهی نقل می کند که مرحوم آیت الله آخوند زیاد برای دیدن ابوی، به منزل ما می آمدند.

آیت الله آخوند در وصف ایت الله تالهی می فرمودند: ایشان سلمان زمان هستند.

مرحوم آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی

مرحوم آیت الله انصاری همدانی برخی شاگردان خود را برای کسب معرفت به ایشان معرفی کرده بودند. مرحوم انصاری به فرموده بودند: «نماز خواندن پشت سر ایشان لیاقت می خواهد. » آیت الله تألهی نیز فرموده بودند: «من و آقای انصاری یک روح بودیم در دو بدن » . مرحوم آقای انصاری به برخی شاگردان خود توصیه کرده بودند نمازهایتان را پشت سر ایشان بخوانید.

مرحوم آیت الله انصاری گاهی چهل روز در منزل آیت الله تألهی چله می گرفتند و به عبادت می پرداختند. ایشان از پدرم درخواست کرده بودند تا اتاقی از منزل را در اختیار ایشان قرار دهد تا برای کارهای عبادی در آنجا مستقر شود. یک تکه نان با شیر افطار و تکه ای نان سنگک و تخم مرغ آبپز سحری ایشان بود.

مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی بهجت

مرحوم آیت الله بهجت همیشه جویای احوال ایشان بودند و به ایشان سلام می رساندند. آیت الله بهجت می فرمودند: ایشان مایه برکت برای این شهر است. قدر ایشان را آیندگان خواهند دانست.

یکی از فرزندان آیت الله تألهی می‌گفت: اخوی بزرگ ما با آیت الله بهجت مکاتبه و ارتباط نزدیک داشت. روزی با هم به زیارت حرم حضرت معصومه(س) مشرف شده بودیم. در بازگشت از حرم، به صورت اتفاقی آیت الله بهجت را زیارت کردیم. ایشان پس از احوالپرسی گفتند: «شما رهرو و خلف صالح ایشان باشید». این جمله آویزه گوش ماست.

مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی

 یکی از فرزندان ایشان می گفت: ایشان بارها وجوهی را به من می‌دادند تا نزد آیت الله مرعشی نجفی در قم ببرم و من از زبان ایشان کرامات پدر را بسیار می شنیدم.

یکی از ملازمان وی نقل می کند: خدمت آیت الله مرعشی نجفی رسیدم و از طرف آیت الله تألهی نامه ای برای ایشان داشتم. هنگام خداحافظی فرمودند: آقای تالهی از بزرگان است. من برای ایشان دعا می کنم. شما اهالی همدان قدر ایشان را بدانید. ایشان از اولیای خداست .

مرحوم آیت الله سید هادی میلانی

یک سال به همراه آیت الله تألهی به مشهد مقدس مشرف شدیم. در آن زمان آیت الله العظمی میلانی در مشهد حضور داشتند. وقتی به ایشان خبر رسید که آیت الله تألهی در مشهد هستند، اقامه نماز آن روز مسجد گوهرشاد را به ایشان واگذار فرمودند و خود به ایشان اقتدا کردند.

آیت الله تألهی نماز خاص خود را داشتند. بسیار آرام و با‌طمأنینه .

آیت الله حسن حسن زاده آملی (دامت برکاته)

عالم بزرگوار جناب آقای محمدتقی انصاری همدانی می فرمودند: قبل از اینکه علامه حسن زاده آملی برای شرکت در کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی (اعلى الله مقامه) به همدان بروند با ایشان تماس گرفتم وخدمتشان گفتم اگر همدان بروید و به دیدن آیت الله تالهی نروید مثل این است که به مشهد برويد وحرم نروید، ایشان فرمودند عجب! وخیلی تعجب کردند از همین روی در سفر به همدان و بعد از سخنرانی در کنگره به دیدن آیت الله تألهی شتافتند. با اینکه تا آن تاریخ ایشان را ملاقات نکرده بودند در همان دیدار اول خم می شوند تا پای ایشان را ببوسند اما ایشان نگذاشته بودند.

دیده ای خواهم که باشد شه شناس                                تا شناسد شاه را در هر لباس

جناب انصاری می فرمودند: علامه حسن زاده در مراسم سالگرد ایشان فرمودند: «هیهات که حوزه قم مثل ایشان تحویل بدهد» و در دومین سالگرد فرمودند «من فانی در تالهی شدم.»

شرح دیدار آیت الله حسن زاده آملی با آیت الله تألهی

آیت الله حسن زاده آملی برای شرکت در همایش بزرگداشت مرحوم آیت الحق ملا حسینقلی همدانی، به همدان آمده بودند. حال آیت الله تألهی مساعد نبود؛ اما با وجود کسالت این دیدار را پذيرفتند. علامه حسن زاده آملی ابتدا عرض کردند: آقا از بزرگان و اساتیدتان بفرمایید و بعد درخواست نصیحت کردند؛ که ایشان فرمودند: زیره به کرمان بردن است. بالاخره قبول کردند. کمی از اساتیدشان آیت الله شیخ مرتضی تألهي، آیت الله میرزا علی آقا خلخالی و آیت الله سید علی عرب فرمودند. سپس کمی درباره «ذکر» سخن گفتند و اینکه انسان دائما باید ذاكر باشد و باید عالم را محضر حق تعالی ببیند و پیرامون این موضوع مطالبی را بیان فرمودند. در بین سخنان ایشان، آیت الله حسن زاده می فرمودند: آمنتُ ... آمنتُ.... آیت الله حسن زاده بسیار به وجد آمده بودند و گویی شوق، وجودشان را فراگرفته بود، دستان آیت الله تألهی را در دست گرفته بودند و نوازش میکردند و می فرمودند:

آقاجان شما از اوتاد هستید. شما به مقام عندت رسیده اید. برکت ها به (خاطر) وجود شما به ما می رسد.

وقتی برای پذیرایی میوه و چای آوردند، علامه حسن زاده دو میوه برداشتند و فرمودند اینها را برای تبرک با خود می برم. جلسه تمام شد. آیت الله تألهی با اینکه کسالت داشتند و پله های خانه زیاد بود ولی آن همه پله را پایین آمدند و تا درب خروجی منزل، آیت الله حسن زاده را بدرقه فرمودند.

بعد از این دیدار به همراه آیت الله حسن زاده به دیدار یکی دیگر از بزرگان و مشاهیر عرفان همدان رفتیم. وقتی از منزل ایشان بیرون آمدیم به آیت الله تألهی اشاره کردند و سه بار فرمودند: آن شیخ... آن شیخ ... آن شيخ.

سپس فرمودند: هیهات که دیگر مثل ایشان پیدا شود.

بعد از آن سفردر قم خدمت ایشان رسیدم، فرمودند: از آن سفر آنچه لذت برای ما ماند، دیدار با آقای تالهی بود. تألهی برای من بوی شعرانی داشت.

آیت الله حاج سید رضا فاضلیان (زید عزہ)

آیت الله تألهی بالاتر از آن است که بنده در مورد ایشان چیزی گفته باشم. بنده می دانم ایشان مکروهات را مانند محرمات ترک می گفتند و مستحبات را مانند واجبات عمل می نمودند.

 

مرحوم آیت الله محمد حسن معزی تهرانی

روزی به همراه آیت الله معزی تهرانی برای دیدن ایشان از قم به همدان آمدیم . اولین ملاقات این دو عارف وارسته با یکدیگر بود. در همان جلسه اول حدود دو ساعت باهم در خلوت گفتگو کردند. بعد از دیدار دیدم قبای آیت الله معزي از گریه خیس شده بود. بعد فرمودند: چرا ما دیر به ایشان رسیدیم؟

پس از این دیدار گفتم بیایید به مقبره بوعلی سینا برویم، گفتند بوعلی را دیدم. گفتم به مقبره باباطاهر برویم، گفتند او را هم دیدم. فرمودند: همه را در ایشان دیدم. درنهایت تنها راضی شدند به زیارت مرقد مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد بهاری برویم. بعد از این دیدار، آیت الله معزی چند هفته بعد دوباره به همراه یکی دیگر از دوستان اهل معنی برای دیدن آیت الله تألهی به همدان آمدند. آثار وابستگی ایشان به آیت الله تألهی بشدت به چشم می خورد. آیت الله معزی سه ماه بعد از رحلت آیت الله تألهی دار فانی را وداع کردند.

 آیت الله سید عباس کاشانی

آیت الله سید عباس کاشانی می فرمود: در نجف، تعریف مرحوم آیت الله سید ابوالحسن بنی صدری را شنیده بودیم. برای دیدن ایشان به همدان آمدیم، غذای جسم ما را ایشان می دادند و غذای روح ما را مرحوم انصاری و مرحوم تألهی می دادند.

حاج اسماعیل دولابی

آقای دولابی می فرمودند: من شاگرد کوره آجرپزی در تهران بودم؛ تعريف شيخ جواد انصاری را شنیدم و برای دیدن ایشان به همدان آمدم. دیدم اینها دوقلو هستند. صبح تا ظهر در جولان محضر آقای تألهی بودیم و ظهر تا شب محضر آقای انصاری.

آیت اله شیخ جواد کربلایی

شیخ جواد کربلایی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی می فرمودند: تعریف آقای انصاری همدانی و آقای تألهی را در نجف شنیدیم و برای دیدن ایشان به همدان آمدیم. یعنی در آن زمان برای اهل معرفت در نجف اشرف، نام مرحوم آیت الله تألهی و آیت الله انصاری، نام هایی آشنا و مورد گفتگو بوده است.

آیت الله محمد حسین حسینی طهرانی (علامه طهرانی)

علامه طهرانی که در کارنامه خود، افتخار همراهی با بزرگان علم و عرفان از جمله مرحوم آیت الله انصاری همدانی،مرحوم سید هاشم حداد و مرحوم علامه طباطبایی را دارد، ارادت ویژه‌ای به آیت الله تألهی داشتند و در فرصت های گوناگون محضر آیت الله تألهی می رسیدند و شرح برخی از این دیدارها را در نوشته های خود ثبت نموده اند. برای نمونه به مورد زیر اشاره میکنیم :

در روز پنجشنبه، چهارم شهر ربيع الثانی ۱۴۱۳، در مشهد مقدس که به ملاقات و دیدن حضرت آیت الله حاج شیخ هادی تألهی همدانی (أدام الله ایام برکاته) مشرف آمدیم، از جمله مطالب مفیدی که ضمناً افاده فرمودند کلمات ذیل می باشد:

ظاهرا از حضرت رضا وارد است که فرموده اند:

القَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّیران. قبر یا باغی از باغ های بهشت است یا گودالی از گودال های آتش جهنم .

روزی کسی به محضر مبارک رسول خدا شرفیاب شده و عرض کرد: به من کلمه ای بیاموزید. حضرت تأملی کردند و سپس فرمودند: اگر بگویم به کار می بندی؟ باز رسول خدا این جمله را افاده فرمودند و تا سه بار تکرار کردند، آنگاه فرمودند:

إذا عَلِمتَ شَيئاً فَتَدَبِّر فَإن كان رُشداً فَأت به وإن كان غَياً فَأنته؛ هنگامی که خواستی کاری انجام بدهی فکر کن اگر باعث رشد تو بود انجام بده و اگر باعث گمراهی توست آن را واگذار.

وايضا فرمودند: من در کلمات یکی از ائمه عامه (ظاهرآ شافعی) دیده ام که گفته است اگر در قرآن سوره ای نیامده بود مگر«والعصر» ، کافی بود. و ظاهرا مراد از «حق» در این سوره ولایت است و مراد از «صبر» تحمل مشکلات بار ولایت است.

عارف وارسته میرزا محمد علی عراقچی

روزی برای شنیدن نصیحت و موعظه خدمت مرحوم میرزا علی عراقچی رسیدیم، فرمودند: با بودن آقای تألهی نباید سراغ امثال ما بیایید. ما جامانده های کاروان تألهی هستیم. اوست که به وصال ولقاء رسیده است.

استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری (زید عزه)

عارف وارسته جناب آقای حاج شیخ عبدالقائم شوشتری که روزگاری در همدان محضر آیت الله تألهی را درک کرده بودند، جملات و توصیه هایی را از ایشان نقل میکنند که فرمودند:

روزه های ماه شعبان وصلوات این ماه ومناجات این ماه را فراموش نکنید.

درمشکلات بگویید «لاحَول ولا قُوّه اِلّا بالله العَلى العظيم اللهم ایاک نَعبُد وایاک نستعین.» همچنین از قول ایشان می فرمودند: بدانید هیچ حجابی بین انسان و خدای متعال بدتر از نفس نیست و راه برطرف کردنش، فقیرانه به خداوند التماس کردن است.

استاد حاج شیخ حسین انصاریان (زید عزه)

آشنایی بنده با عارف بزرگ و مؤمن واقعی و خداباور کرده، حضرت آیت الله تألهی خود به سال ۱۳۵۰ برمی گردد. یعنی زمانی که برای سخنرانی دهه دوم ماه شعبان به همدان دعوت شده بودم. میزبان ما گفت عالم بزرگی به نام آیت الله تألهی در منطقه جولان همدان است و بنده را به نماز ایشان برد. نماز ایشان، نماز بانورانیت و باکیفیت و باتوجهی بود. ایشان بعد از نماز برای نمازگزاران به تفسیر نهج البلاغه می پرداخت. تعداد افراد شاید از ۵۰ نفر تجاوز نمی کرد و برای من مایه تأسف بود که چنین مرد بزرگی از نظر هویت معنوی بین توده مردم ناشناخته است.

ایشان جزء افرادی بودند که به نظر من علمشان (غیراز دروسی که آموخته بودند) از نوع «علم يقذفه الله في قلب من يشاء» بود. دریافت های بلند و عمیقی از نهج البلاغه بیان می فرمودند که نمی دانم آیا مستمعین به عمق این مطالب می رسیدند یا خیر.

جلسه سخنرانی بنده در همدان ۱۰ سال پی در پی (یعنی دهه دوم ماه شعبان هر سال ادامه داشت ولی سال اول ارتباط ما با ایشان در حد سلام و علیک بیشتر نبود؛ البته ایشان در همان سال دو سه شب پای منبر تشریف آوردند. سال بعد ایشان مُصِر شدند که به دیدن من بیایند و برای من که سن و سال کمی داشتم، بسیار سنگین بود که شخصیت بزرگی چون ایشان به دیدن بنده بیایند و نپذیرفتند که من خدمت ایشان برسم. در آن جلسه از حالات و وجنات و نورانیت ایشان و نیزاز مطالبی که درباره عمل صالح و خدمت به خلق و آثار آن در قیامت فرمودند، برای من یقینی شد همان نوری را که فکر میکردم در وجود ایشان موج می زند.

اولین روایتی که فرمودند، درباره نماز شب بود و بار اولی بود آن را می شنیدم. فرمودند معصوم از خداوند نقل کرده است:

أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ،ولا اذُنٌ سَمِعتْ،ولا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ...

من برای کسانی که اهل نماز شب هستند، نعمت هایی آماده کرده ام که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده است.

همان سال بنده برای بازدید به منزل ایشان رفتم و نمی دانستم در چه منزلی زندگی میکنند. وارد شدم، دیدم منزلی است که از همه زر و زیورهای دنیا خالی است، فقط یک فرش معمولی پهن بود، در و دیوار آجری و رنگ پریده و اتاق هایی با تیر چوبی و خانه ای محقر بود. من همانجا گفتم: اگر کسی ایشان را ببیند، کاملا طبق روایاتی است که برای ما از زندگی حضرت مسیح بیان شده است، انسان یاد زندگی عیسی بن مريم می افتد.

این رفت و آمد بنده ده سال ادامه داشت. هرسفری که آمدم ایشان به دیدن بنده آمدند و بنده هم به بازدید ایشان رفتم. هرشب هم پای منبر بنده در مهدیه همدان تشریف می آوردند.

ایشان اهل بکاء بودند. فوق العاده نسبت به حضرت صديقه کبری و أميرالمؤمنين ارادت داشتند. من از روی منبر می دیدم وقتی ذکر مصیبت میکنم، مثل آدم داغ دیده گریه می کنند.

به شدت متواضع و فروتن بودند، از اینکه مُصِر بودند بیایند به دیدن طلبه جوان ۲۸ ساله، می توان شدت تواضع و عظمت ایشان را دریافت. از چند نفر پرسیدم برای من مهم بود که همه میگفتند ما گناهی از ایشان سراغ نداریم. ایشان از اولین روحانیونی بودند که در زمان جنگ به تشییع جنازه شهدا می رفتند.

می فرمودند: خداوند به امام خمینی توفیقات ویژه داده که توانسته است چراغ دین را از خاموش شدن در این مملکت حفظ کند و در آینده هم این چراغ روشن می ماند.