جهش تولید | جمعه، ۲ آبان ۱۳۹۹

شهید سید مصطفی الحسینی - نمایش محتوای تولیدویژه

 

 

شهید سید مصطفی الحسینی

Loading the player...

دانلود

سید مصطفی در دامان پدری پاک و مومن متولد شد و تحت تریبیت پدربزرگی قرار گرفت که بزرگ اهل محل بود . همه به او احترام می گذاشتند . او درس دین و زندگی را از او که عامل به احکام دین بود فرا گرفت . و بعد ، برای صدها انسان دیگر چراغ چراغ راه شد . در دوران تحصیل ، دانش آموزی پر تلاش است . اما از آن ها نیست که مغزشان را پر از ریاضی و زبان مفروضات می کنند ! او در درجۀ اول بنده ی خداست . نماز اول وفت بر همه ی کارهای او ترجیح دارد . به محله ای جدید می روند . این محل مسجد ندارد ! جوان ها همه به دنبال هرزگی و ... هستند . به سراغ اهالی می رود . از همه کمک می گیرد. می شود یکی از اولین بانیان مسجد اعظم در شمال همدان . این مسجد هم اکنون هم برای بسیاری از اهالی منشأ خیر و برکات است . و این مقطعی است که سید مصطفی ما شانزده ساله است . در دوره دبیرستان سه بار خودش را به امام در نجف و عراق می رساند ضمن ملاقات امام اعلامیه های و نوارهای ایشان را با خود می آورد و شروع به تکثیر و پخش آن ها می کند . داشتن اعلامیه و ... در آن زمان جُرم بزرگی بود . زندان و ساواک و ... فشارهای ساواک باعث می شود که به زندگی مخفی روی آورد . در این دوران منشأ بیداری و هدایت صدها جوان در اقصی نقاط ایران می شود . از مردم منطقه بهمنی در کهکیلویه و بویر احمد تا روستاهای اطراف برازجان در بوشهر ، همه عطر حضور این انسان خود ساخته را استشمام کرده اند و از خرمن او خوشه ها چیده اند . هنوز عطر کلام « برادر عبدالله کلامی » ( نام مستعار سید ) برای آن ها روح افزاست . تهدیدات ساواک جدی تر می شود . او برنامه ی چندین عملیات بزرگ را طراحی کرده . حکم او احتمالا" اعدام است . لذا پنهانی از کشور بیرون می رود تا سفیرباشد برای بیداری ، او باید جان های مردم آزاده را با عطر کلام خود آشنا کند . کویت اولین مقصد اوست . به کشورهای مختلف سفر می کند از جمله سریلانکا که به قول خود سید مردم آن جا مانند جاهلیت زندگی می کردند . برای آن ها هم سفیر بیداری می شود . در سریلانکا موقوغه ای با هزینه ی خود می سازد و نام آن را امام خمینی "ره " می گذارد ؛ که هنوز هم پا برجاست . با پیروزی انقلاب به ایران برگشت . شورای انقلاب ، سید و چند همفکرش را مسئول تشکیل سپاه همدان کرد . مسئول شناسایی و جذب اعضای سپاه شد . در آن دوران یک لحظه فراقت نداشت . پنج ماه بعد راهی خارج از کشور شد تا این بار سفیر انقلاب شود . مردم شبه قاره از آمدنش خوشحال شدند . چند ماه در آن جا بود و پس از مدتی برگشت تا آخرین اخبار منطقه را به گوش مسئولان برساند . شبانه راهی قم و تهران شد . می خواست قبل از صبح به مقصد برسد ، اما خدا خواست تا در آن سحرگاه میهمان پروردگار و اولیای الهی شود . برای همین با ملایک خدا راهی آسمان ها شد و جسم خسته ی او به یادگار برای ما ماند . حالا آرام و آسوده در باغ بهشت همدان آرمیده است .



حضرت نور

حضرت نور

نماهنگ با صدای علیرضا افتخاری

حکایت گونه‌ای که تر شد

حکایت گونه‌ای که تر شد

مستند با موضوع امام رضا(ع)

دلتنگم

دلتنگم

نماهنگ با تصاویری از حرم امام رضا