جهش تولید | شنبه، ۸ آذر ۱۳۹۹

شهید محمد غفاری - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

شهید محمد غفاری

شهید محمد غفاری


شهید محمد غفاری در 30 دی ماه سال 1363 در همدان متولد شد. محمد اولین فرزند خانواده غفاری بود .درست سی ام دی ماه 63 همزمان با اذان صبح به دنیا آمد. شهادت محمد هم دقیقاً همزمان با اذان صبح بود. همیشه با پدرش به بسیج و مسجد و جلسه قرآن می رفت. از شش هفت سالگی بسیجی بود. شلوار بسیجی می پوشید یه تسبیح هم دستش می گرفت . خلاصه از بچه هایی بود كه در مسجد و جلسه قرآن و ... بزرگ شد. محمد ده سال در هیئت ابوتراب فعالیت می کرد. محمد خیلی به حضرت علی اکبر(ع) علاقه داشت. کتابهایی در مورد ایشان می خواند و به من می گفت ! حضرت علی اکبر خیلی غریب وناشناخته است. اعتقاد داشت که باید اطلاعات و سطح آگاهی اش بالا برود. مطالعات خوبی داشت. زندگی نامه شهدا را می خواند. با صحیفه سجادیه مانوس بود همیشه می گفت ما واقعاً قدر این کتاب را نمی دانیم. به حرام وحلال چیزی که می خورد خیلی اهمیت می داد. یعنی بچه ای که از کودکی پای منبر بزرگ شده باشد همین می شود. خیلی به حلال و حرام توجه می کرد. به محض اینکه حقوق بگیر شد این دقت عمل بیشتر شد. در آخرین سفری که به همدان داشت همه بدهی هایش را تسویه کرد و از همه حلالیت طلبید. دوران راهنمائی که بود هیئت می رفت. این هیئت روزهای جمعه منازل اعضای هیئت برنامه داشت. شهید مصطفی احمدی روشن هم در این هیئت بود. حتی یکبار همراه شهید احمدی روشن به منزل آمده بود. خیلی ولایتی بود. نسبت به مقام معظم رهبری ارادت خاصی داشت. می گفت هر چی آقا گفت ما باید اطاعت کنیم. و سرانجام این کبوتر عاشق در 13 شهریور سال 1390 در کردستان ، سردشت ، تپه جاسوسان به دست منافقین کور دل به شهادت رسید. در قسمتی از وصیت نامه این شهید آمده است که: پدر و مادر عزیزم، شما را در طول این مدت خیلی اذیت کردم. شاید بعضی وقت ها از روی بی توجهی به شما بی احترامی کرده باشم. من را حلال کنید و ببخشید. ولی من قصدی نداشتم و از روی بی توجهی و خستگی زیاد بوده. که من باید خیلی حواسم را جمع می کردم.از شما عزیزان می خواهم از خداوند متعال برای من طلب بخشش کنید. برادر عزیزم. برخی اوقات به شما بی احترامی کردم. شاید از روی احساس مسئولیت بوده و شما را ناراحت کرده ام. مرا ببخشیدو حلال کنید. خواهر عزیزم تو را خیلی دوست دارم. شما شخص خاصی هستید و با بقیه افراد فرق می کنید. با سن کمی که داری ولی شعور بیش از سن خود در اختیار دارید. از شما حلالیت می طلبم. پدر و مادر عزیزم از آشنایان، اقوام، بستگان و دوستان برایم طلب بخشش و آمرزش بخواهید. من به کسی بدهکار نیستم. پدر و مادر عزیزم از شما می خواهم صبر پیشه کنید و اگر روزی من حقیر به شهادت رسیدم صبر پیشه کنید. مادر عزیزم همچون مادر حضرت علی اکبر(ع) صبر کن و بر من گریه نکنید. مواظب خودت باش و زیاد به خودت سختی نده که بیمارشوی و طوری رفتار کنید مانند حضرت زینب(س)و با رفتار و کردار خویش نشان دهید که ما بر حقیم .

{gallery}gafarii{/gallery}

.