جهش تولید | شنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۹

علامه محمد تقی جعفری - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

علامه محمد تقی جعفری

علامه محمد تقی جعفری


استاد علامه محمد تقی جعفری قدس سره به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در شهر تبریز متولد شد و پس از تحصیلات عالیه علوم اسلامی در شهر تبریز، طهران، قم و نجف اشرف در محضر آیات عظام، میرزا فتاح شهیدی، شیخ محمدرضا تنکابنی، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم کسب فیض نمود. مادرم از سادات علوى یکى از خاندان بزرگ تبریز به شمار مى‏آمد . . . او، بر خلاف پدرم، با سواد بود نخستین بار وى قرآن را به من یاد داد . حدود شش ساله بودم که به مدرسه رفتم . تحصیلات ابتدایى را در دبستان اعتماد آغاز کردم و از آن جا که قبل از ورود به مدرسه نزد مادر مقدارى درس خوانده بودم، آمادگى براى رفتن به کلاس بالاتر را داشتم . بنابراین، در کلاس اول امتحانى از من گرفتند و مرا به کلاس سوم فرستادند . کلاس چهارم و پنجم را نیز در همین مدرسه گذراندم . ولى پیش از ورود به کلاس ششم، مسائلى پیش آمد که مجبور شدم دبستان را رها کنم . پس از رها کردن درس، گویا یک شب در خواب صحبت مى‏کردم که پدرم بیدار بود و مى‏شنود که من شعرى خواندم که مضمون آن این بود: «مراد و هدف و مقصود ما را که علم بود، روزگار از دست ما گرفت‏» وقتى بیدار شدم . پدرم گفت: «در خواب چه مى‏دیدى؟» گفتم: در خواب از این که از درس محروم شدم ناراحتى داشتم، پدرم گفت: با برادر بزرگت‏بروید درستان را ادامه بدهید . چون مدتى بود که از نظر روحى به دروس الهى و معنوى علاقه بیش‏ترى پیدا کرده بودم، به مدرسه «طالبیه‏» رفتیم . در آن‏جا دروس سطح مقدماتى حوزه و ادبیات را در نزد استادان بزرگوارى چون سید حسن شربیانى، میرزا على اکبر اهرى، میرزا ابوالفضل سرابى و . . . خواندم . در این ایام، هم کار مى‏کردم، هم درس مى‏خواندم . مدت‏ها تا ظهر کار مى‏کردم وبعد از ظهرها به مدرسه طالبیه مى‏رفتم . و گاهى به عکس، بعد از ظهر کار مى‏کردم، صبح‏ها درس مى‏خواندم . پس از مدتى تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز، علاقه عجیبى به هستى‏شناسى پیدا کردم و چون در تبریز به حد کافى نبود، به تهران آمدم . مقدارى از متن رسائل و مکاسب مانده بود که در تهران خواندم . هم چنین در درس‏هاى مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد رضا تنکابنى و آقا میرزا مهدى آشتیانى، و . . . شرکت مى‏کردم . استاد جعفرى پس از حدود سه سال اقامت در تهران در سال ۱۳۲۵ به حوزه علمیه قم مشرف شده و حدود یک سال در آنجا مشغول تحصیل مى‏شوند و از محضر بزرگانى چون آیت الله سید محمد تقى خوانسارى، سید محمد حجت کوه کمرى، سید صدرالدین و امام خمینى (ره) و . . . مستفیض مى‏گردد . روزى نامه‏اى از برادرش دریافت مى‏کند که مادر مریض است و بیا و او را ببین . وقتى استاد جعفرى خود را به تبریز مى‏رساند . معلوم مى‏شود مادر ده روز پیش از رسیدن نامه به دست وى از دنیا رفته است . از این رو، بسیار متاثر مى‏شود . . . پس از مدت کوتاهى اقامت در تبریز، در سال ۱۳۲۰ (ه . ش) به اصرار آیت الله میرزا فتاح شهیدى رهسپار نجف مى‏گردد . استاد در این باره مى‏گوید: عمده محرک من براى رفتن به نجف مرحوم شهیدى شد . یادم مى‏آید مقدارى از وسایل راه را هم ایشان فراهم کرد . در نجف، استاد علامه جعفرى به مدرسه صدر وارد مى‏شود و بار دیگر، جلد دوم کفایه آخوند خراسانى را مطالعه و بحث مى‏کند و در درس‏هاى خارج آیات عظام شیخ محمد کاظم شیرازى، آیت الله خویى، آیت الله سید محمود شاهرودى، آیت الله حکیم و آیت الله سید جمال گلپایگانى و آیت الله سید عبد الهادى شیرازى و آیت الله میلانى شرکت مى‏کند و به موازات شرکت در درس‏هاى خارج، اصول و فقه، در محضر استادان بزرگى چون آقا شیخ صدرا قفقازى و آقا شیخ مرتضى طالقانى به فراگیرى دروس فلسفى و عرفانى مشغول مى‏شود . پس از سه سال تحصیل در نجف اشرف، در سن ۲۳ سالگى موفق به دریافت درجه اجتهاد از سوى آیت الله شیخ کاظم شیرازى مى‏شود . در مجموع، حدود هفده سال در نجف اقامت مى‏کند . در این مدت علاوه بر تحصیل، به تدریس خارج فقه و اصول و دروس فلسفه و معارف و نگارش کتاب مشغول مى‏شوند . سرانجام پس از پایان تحصیلات و تکمیل معلومات، عازم ایران مى‏گردد . پس از بازگشت‏به ایران، در قم به خدمت آیت الله بروجردى شرفیاب مى‏شود . ایشان از استاد مى‏خواهد تا در قم بماند و به تدریس بپردازد . از آنجا که آب قم با مزاج وى سازگار نبود، عازم مشهد مى‏گردد . پس یک سال اقامت در مشهد به تهران بر مى‏گردد و پس یک سفر دیگر به نجف، به توصیه استادان بزرگوارش دوباره به ایران برمى‏گردد و پس از بررسى نیازهاى موجود علمى و فکرى و فرهنگى جامعه، به جاى تدریس فقه و اصول، . . . به کار پاسخ گویى به شبهات جوانان و تحقیق و تالیف مى‏پردازد . استاد در این باره مى‏گویند: پس از مراجعت‏به ایران، دیدم که به فقه و اصول به اندازه کافى توجه شده است ولى این جوان‏ها سرگردانند! احساس تکلیف کردم . دیدم تقریبا به حد کافى افراد هستند که تدریس اصول و فقه را عهده دار شوند، اما در زمینه‏هاى دیگر چنین چیزى وجود ندارد . از این رو، من وظیفه خودم دیدم که خلاءهاى دیگر را پر کنم . از این تاریخ به بعد، استاد از طریق تالیف و نگارش کتاب‏هاى ارزشمند و انجام سخنرانى‏هاى مفید و آمورنده، به ارشاد مردم و دفاع از کیان فرهنگ اسلامى و بیین احکام و آموزه‏هاى دینى مشغول شدند . ره آورد این دوره پر بار از عمر گران قدر استاد جعفرى، نگارش بیش از صد جلد کتاب و صدها مقاله و سخنرانى و . . . است که هر یک در حد خود به رشد و تعالى فرهنگ و اندیشه‏هاى الهى کمک مى‏کنند و تشنه گان معارف اسلامى را سیراب مى‏سازند . بدین وسیله، پس از عمرى خدمت‏به رهروان علم و حقیقت در روز پنج‏شنبه ۲۵ آبان سال ۱۳۷۷، جان به جان آفرین تسلیم کرد و دوستداران علم و ایمان را در سوگ جان سوز خویش عزادار ساخت.

{gallery}allameh jafari{/gallery}