جهش تولید | جمعه، ۲ آبان ۱۳۹۹

محمد (ص) - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

محمد (ص)

محمد (ص)


Loading the player...

در ظلمت بی مهر و بی مهربانی ، و ابلیس مستانه بربلندای طاقهای تکبر ،پای برگرده زمان می کوبد مستانه می گفت ، ابلیس، اینست عدالت مطلوب من که به نام نامی پادشاه ارگ گستر ظلم شود برگرده هر آنکه بی گناه می خواهد باشد چنین می گفت ابلیس پست ، آتش از من است و من از آتش خورشید افسانه ای است که من مجذوبش کردم قرنها پیش ، ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد بانو بانوی آب ، بانوی باد ، بانوی آفتاب ، از پی آفتاب ،شکوفه ازشکوفه ، باغ به باغ بانوی در تمنای حضور تو بهشت بانوی زانو زده در پیش پای تو فرشته این نوزاد نور این فخر هفت آسمان زمین دریا وستاره در آغوش توست لا اله الا الله محمدا رسول الله و آن شب آسمان به زمین آمد نشست شادمانه خندید و ابلیس شانه یه شانه در هم شکسته شد در خود فرو ریخت و چهره چهره های ابلیس برخاک افتادند ابلیس بی خبر دیگر به آسمان راه نخواهد یافت نور بباران برآسمانیان که جهان تشنه و بی طاقت است اینک ستایش اینک پرستش به سجده در آیید بنگرید شنهای بیابان را که هم نوا با باد تا طلوع تازه خورشید می خوانند لا اله الا الله محمدا رسول الله جهان بر مدار تو می چرخد محمد سلام بر تو باد ای فصل نو ای خورشید ای خورشید تمام