رونق تولید ملی | شنبه، ۳ اسفند ۱۳۹۸

معرفی کتاب پیرمرد و دریا - نمایش محتوای تولیدویژه

 

 

معرفی کتاب پیرمرد و دریا

Loading the player...

دانلود

نام کتاب: پیرمرد و دریا نام نویسنده: ارنست همینگوی این كتاب را همینگوی در سال ۱۹۵۱ زمانی كه در کوبا بود نوشت و اولین بار آن را به صورت داستانی در مجله چاپ می نماید و سرانجام در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. زاویه دید داستان سوم شخص ( دانای کل ) است. راوی ذهن تمام شخصیتهای داستان حتی خوابهای پیرمرد را می کاود و هر آنچه را که لازم می داند به خواننده می گوید . داستان کلاسیک است . یکی از نکات جالب راجع به این کتاب این است که نویسنده از تمام پیچ و خم ماهیگیری ، که محور اصلی داستان است ، آگاه بوده و به همه آن ها مسلط بوده ، و این از امتیازات یک نویسنده محسوب است . نویسنده در طول داستان ، سعی کرده که با آوردن جزئیات ، خواننده را با خود همراه کند و ترتیبی دهد که خواننده خود را در بخش های مختلف داستان ببیندد، مثلا در توصیفی که وی از صبح روز 85 ام می کند ، تمام کلمات ، ما را به سمت آمادگی تمام و کمال ، و تصمیم قطعی ماهی گیر برای صید ، می رساند یا در جای دیگر ، نویسنده با توصیف کشوی لباس ماهیگیر و توصیفاتی که از آن می کند ،و همین طور توصیفی که از کشو های دیگر نکرده ، ذهن ما را به آن جا می برد که ببینیم که ماهی گیر جز آن یک کشو ، کشوی دیگری ندارد و این نشان از فقر اوست همینگوی در جمله ای به یکی از شگرد هایش در جریان کتاب اشاره می کند و چنین می گوید : «احساس را از عمل پدید آوردم.» و این مسئله با چند نمونه کاملا قابل درک است :اگر سانتیاگو این همه شکیبا نبود، هرگز چنان دور نمی‌رفت. اگر به ماهی احترام نمی‌گذاشت، نخ قلاب را پاره می‌کرد و باز می‌گشت، و اگر به آن عشق نمی‌ورزید هرگز برای نجات کوچکترین قطعه بدن ماهی چنان شجاعانه نمی‌جنگید. هر یک از اعمال سانتیاگو، چون هر کلمه کتاب، مبین مفهومی است. گفت و گوی او با دست چپش، یادآور زنده‌ای از اهمیت هر حالت و هر حرکت است. در داستان پیر مرد و دریا ، پیر مرد به دنبال یک انقلاب است ، یک تغییر ، یک دگرگونی ، منشاء این انقلاب خود فرد و اجتماع هستند. پیر مرد به دنبال این است که به خودش و به اطرافیانش که او را به بهانه بد شانسی طرد کرده اند نشان دهد که هنوز هم می تواند و این گونه ، جمله معروف و سازنده کتاب پدید می آید : « آدمی می میرد ، اما شکست نمی خورد . » پیرمرد شکست را نمی پذیرد هر چند آن چه او به ساحل می آورد، تنها اسکلت ماهی است. اما همین اسکلت نشان می دهد که او تا دوردست ها رفته، خطرها کرده و کوشش ها داشته است. او هم با دست خالی آمده است هم با دست پر؛ هم پیروز است و هم به نوعی شکست خورده. اما پیرمرد پس از استراحت می خواهد دوباره به دریا برگردد. پیرمرد و دریا،تقابلی ست میان امید و ناامیدی،انسان و طبیعت،و حس مبارزه طلبی یک انسان که تا پایان داستان در رمان جاری ست، پیرمرد در واقع نماد اراده ی انسانی برای پیروزی بر طبیعت خشن دریا است،طبیعتی که هم دوستش می دارد و هم با آن به مبارزه برمی خیزد.



دهه فجر مبارک

دهه فجر مبارک

پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بر شما هم استانیهای عزیز مبارک