جهش تولید | دوشنبه، ۱۰ آذر ۱۳۹۹

می خوام مرتب باشم - نمایش محتوای تولیدویژه

 

 

می خوام مرتب باشم

Loading the player...

دانلود

یک روز امیر به سراغ یک بادکنک فروش در پارک رفت و به آقایی که بادکنک می فروخت گفت یه بادکنک می خوام که باهام دوست باشه دوستم یه بادکنک دراه که باهاش دوسته مرد بادکنک فروش یک بادکنک گل گلی به اون داد امیر به خانه آمد و شروع به باد کردن بادکنک ککرد که بادکنک شروع به صحبت کرد و به امیر گفت که چقدر اتاقت نامرتب است و جوراب هایت بو می دهد امیر شروع به شستن جوراب هایش کرد بادکنک به امیر گفت که تا اتاقت را مرتب نکنی با تو بازی نمی کنم مادربزرگ از کارهای امیر تعجب کرده بود از لای در امیر را نگاه می کرد که دارد با خودش حرف می زند او وارد اتاق امیر شد و بسیار خوشحال بود امیر به مادربزرگ گفت که بزرگ شده و می خواهد اتاقش را برای همیشه مرتب نگه دارد .



مدافعان

مدافعان

نماهنگ مدافعان، تقدیم به روح بلند شهید دکتر محسن فخری زاده

بعثت بسیج

بعثت بسیج

ویژه هفته بسیج

بسیج امیدآفرین

بسیج امیدآفرین

ویژه هفته بسیج