رونق تولید ملی | شنبه، ۳ اسفند ۱۳۹۸

نگاهی به زندگی حضرت آیت‌الله شیخ محمدهادی تألهی همدانی(ره)

نگاهی گذرا به حیات عالم ربانی، عارف الهی حضرت آیت‌الله شیخ محمدهادی تألهی همدانی(ره)

مقدمه

دارالمؤمنین همدان از دیرباز پذیرای علمای اعلام، حکما، اندیشمندان و فضلای برگزیده‌ای بوده است که جای‌جای این سرزمین را به عطر خوش معنویت و اخلاق معطر می‌نموده‌اند. حضرت آیت‌الله محمدهادی تألهی همدانی به‌عنوان یکی از ستاره‌های درخشان متأخر این دیار در طول سالیان متمادی تهذیب نفس و جد و جهد علمی مطالب زیادی را در طریق عرفان و اخلاق نگاشته و از خود به یادگار گذاشته است و از آنجا که فردی کتوم بوده و قصدی برای نشر و بیان مطالب به‌صورت مکتوب نداشته‌اند، مردم و جامعه علمی از فیض این آثار پر برکت محروم بوده است.

موسسه شهید محراب آیت‌الله مدنی(ره) همدان، در راستای فعالیت‌های فرهنگی و همچنین شناساندن الگوهای انقلابی و اخلاقی به جامعه به‌ویژه نسل جوان و در پی اجرای منویات مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی به دنبال برگزاری کنگره ملی عارف ربانی حضرت آیت‌الله تألهی همدانی می‌باشد. در مسیر برپایی این کنگره و با بررسی‌های صورت گرفته گنجینه‌ای از مکتوبات و دست‌نوشته‌های آن عالم ربانی که توسط فرزند ایشان نگهداری شده بود - و اندکی از آن به چاپ رسیده - مورد توجه قرار گرفت که در حال حاضر توسط گروهی از طلاب و فضلای قم به‌منظور تدوین در موضوعات مختلف اعتقادی، اخلاقی، عرفانی و.... و همچنین ارائه به عموم مردم در دست بررسی به‌منظور نشر عمومی می‌باشد.

مجموعه حاضر نگاهی گذرا به حیات عالم ربانی، عارف الهی حضرت آیت‌الله تألهی همدانی می‌باشد که به کوشش حجت‌الاسلام حسین ایزدی آماده انتشار شده تا زمینه آشنایی با افکار آن مرحوم را برای اهل تحقیق و پژوهش فراهم آورد. البته همچنان که ذکر شد بعد از بررسی و پژوهش توسط کمیته علمی کنگره، مطالب به‌صورت مجموعه‌ای از کتب آماده و در اختیار جامعه و مشتاقان قرار خواهد گرفت.

طلوع

شب جمعه، پنجم شوال 1321 هجری قمری (برابر با سال 1279 شمسی) در یکی از کوچه پس کوچه‌های همدان، در خانه یکی از عالمان برجسته شهر، آیت‌الله شیخ مرتضی تألهی، صدای گریه نوزادی به گوش رسید. شاید از همان لحظه اول گریهٔ جدایی از عالم ملکوت سر می‌داد و از ظلمت و تاریکی دنیا، نگران شده بود. شاید این همان گریه در فراغ دوست بود که تا سال‌های آخر عمر نیز آن را فراموش نکرد. گریه و اشک در فراغ یار، عهدی بود که از لحظهٔ ورود به عالم خاکی با افلاکیان بسته بود و تا لحظه وصال دست از آن نکشید. زبان حال نوزاد نو رسیده دیار عارفان این بود:

دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم

نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم

ابروی یار در نظر و خرقه سوخته

جامی به یاد گوشه محراب می‌زدم

نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم

بر کارگاه دیده بی خواب می‌زدم

گریه رخدادی است که در قلب رقم می‌خورد. گریه انعکاس تحولی است که مبداء آن روح آدمی ست. روح انسان زمانی که احساس انکسار می‌کند، نمود بیرونی آن را با اشک نشان می‌دهد. وقتی دل در برابر حق‌تعالی منکسر می‌شود و خود را هیچ می‌بیند، خضوع نمایان می‌گردد و اشک از این خضوع و سجدهٔ دل در برابر عظمت بی پایان الهی خبر می‌دهد. لسان الغیب شیرازی نیز به عاشقان وصال دوست، مداومت بر همین راه را توصیه می‌کند:

دعای صبح و اشک شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

پدر نام او را «هادی» می‌گذارد. هادی یکی از اسماء الهی به معنای هدایت کننده است. گفته‌اند «إن الاسماء تتنزل من السماء» گویی متناسب با اقتضای روح هر کس در عالم بالا نامی کنار گذاشته‌اند. او را شاید پدر نه به اختیار که به هدایت الهی «هادی» نام می‌نهد تا در آینده همه ببینند، کلام او، نگاه او، وجود او و حتی دیدن او نیز هدایت کننده به سوی خوبی‌هاست. گویی خداوند می‌خواهد همه با تماشای جمال و شنیدن کلام زلالش دل به ملکوت بسپارند.

آیت‌الله شیخ مرتضی تألهی، پدرِ محمدهادی

همه چیز برای تربیت هادی آماده است. پدر از مجتهدین و اسوه‌های فضیلت و تقوا در شهر است. شیخ مرتضی، در سال 1285 ه.ق در همدان متولد می‌شود. تحصیلات را ابتدا نزد برادر بزرگ خود، آخوند ملا محمد شروع می‌کند. آن روزگار همدان پذیرای مهمانی عظیم القدر از نجف اشرف بود. کسی که از شاگردان طراز اول و مشاور میرزای شیرازی، صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو است. این مهمان بزرگوار آیت‌الله حاج سید عبدالمجید گروسی است؛ که امروز در جوار امامزاده حسین (ع) همدان آرمیده است. میرزای شیرازی هنگام مراجعت او به ایران فرموده بود: «عقل و علم به ایران مراجعت کرد». شیخ مرتضی به محضر این عالم برجسته شرفیاب می‌شود و جام دل را از زلال علم وی لبالب می‌کند.

از دیگر اساتید ایشان می‌توان به فقیه برجسته حاج شیخ باقر بهاری و حاج شیخ موسی (رحمهما الله) اشاره کرد. پس‌ازآن به تهران رفته از محضر أعاظم عصر در علوم عقلی همچون علامه میرزا حسن آشتیانی و مرحوم جلوه استفاده می‌کند. پس از اتمام دوران تحصیل، بارِ علم و فضیلت را بسته و به دیار خود باز می‌گردد. از آیت‌الله شیخ مرتضی تألهی آثار گرانقدری در فقه، اصول و حکمت برجای‌مانده است که می‌توان به تعلیقاتی بر فرائدالاصول شیخ انصاری، شرح منطق منظومه ملا هادی سبزواری، حاشیه بر کفایه الاصول، رساله‌ای در حکمت و شرحی بر مکاسب اشاره کرد.

تحصیلات

هادی، اولین خوشه‌های علم و تقوا را از محضر پدر می‌چیند. نزد پدر دروس مقدمات و سطح را طی می‌کند. آخوند ملامحمد عموی ایشان عالمی بزرگ و ادیبی برجسته بود. در آثاری که از وی به‌جای مانده کتابی در ادبیات عرب به نام (الدُّرَّهُ البَهیَّه) دیده می‌شود که پهلو به اشعار الفیه ابن مالک می زند. در این اشعار عربی یک دوره نحو در قالب دویست بیت، به شعر درآمده است و خود نیز این اشعار را در کتابی دیگر به نام «الفوائد التقویه فی شرح الدره البهیه» شرح نموده است. هادی مقداری از تحصیلات خود را نیز نزد عموی فاضلش طی می‌کند. آخوند ملا محمد علاوه بر آن‌که ادیب بود، اهل عرفان نیز بود. برخی اشعار و دست‌نوشته‌های او حکایت از روحی ملکوتی دارد که در قفس عالم خاکی آرام و قرار نمی‌گیرد. هم نشینی با انسانی صافی‌ضمیر و متأله روح آدمی را عروج بخشیده و از صفحه خاک برمی‌کند. به برخی کلمات ایشان اشاره می‌کنیم:

یا نسیما هب من وادی الحبیب

یا مداوی الداء، یا نعم الطبیب

یا مزیل الهم عن قلب الحزین

مرحبا یا رحمه للعاشقین

«حضرت بی چون که تو را نعمت داده، جز یک دل در تو ننهاده است تا در محبت او یک روی باشی و یکدل و از غیر او معرض و بر او مقبل، نه آن که یک دل را به صد (دل) پاره کنی و هر پاره در پی مقصدی آواره.

ای عزیز تفرقه عبارت از آن است که دل را به واسطه تعلق به امور متعدده پراکنده سازی و جمعیت آن که از همه به مشاهده واحد بپردازی؛ و جمعی گمان بردند که جمعیت در جمع اسباب است، (ولی) در تفرقه (تا) ابد ماندند؛ و فرقه‌ای به یقین دانستند که جمع اسباب، اسباب تفرقه است، (پس) دست از همه افشاندند.»

هادی مقداری دیگر از تحصیلات خود را در محضر بزرگان دیگری که در گوشه و کنار شهر می‌زیستند، فرامی‌گیرد.

یکی از این بزرگان مرحوم آیت‌الله حاج میرزاعلی آقا خلخالی است که تحصیل کرده نجف اشرف بوده و در جوار باب العلم النبوی امیرالمؤمنین (ع) کسب علم و تقوا کرده است و مورد حترام عالمانی چون آیت‌الله‌العظمی سیدابوالحسن اصفهانی (ره) و آیت‌الله‌العظمی نائینی (ره) است.

برخی وجود ایشان را یکی از عنایات بزرگ الهی و معنوی برای شیخ محمدهادی می‌دانند. هادی به دلیل شرایط خاص خانواده امکان هجرت از همدان به مراکز بزرگ علمی را نداشت و تمام دوره تحصیل خود را در همدان گذراند. هجرت عالم بزرگی چون میرزاعلی خلخالی (ره) به همدان و تدریس خصوصی برای محمد هادی جوان امری طبیعی نبود. محمدهادی قریب به 20 سال به صورت خصوصی در محضر این استاد بزرگ درس خارج فقه و اصول تلمذ نمود.

هادی بعدها بسیار با عظمت از او یاد می‌کرد و تا زمانی که در قید حیات بود فضیلت شرکت در نماز او را از دست نمی‌داد. گویی سلوک عملی و رفتار روزانه میرزاعلی آقا، خود مدرسه‌ای بود برای آموختن زهد و دنیاگریزی و خدا خواهی.

دیدن نمونه‌های عینی تقوا مداری، نقشی ماندگار از عشق به خوب بودن و خوبی‌ها را بر دل حک می‌کند. شیخ محمد هادی بعدها درباره اوج زهد و دنیاگریزی و پرهیز از شهرت طلبی میرزاعلی آقا خلخالی می‌فرمود:

زمانی که مرحوم آیت‌الله‌العظمی سیدابوالحسن اصفهانی (ره) مرجع بزرگ شیعیان آن روزگار و مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزای نائینی (ره) از عراق به ایران مهاجرت می‌کنند، چند روزی در همدان توقف داشتند و در مسجد جامع همدان اقامه جماعت می‌نمودند. همان زمان میرزاعلی آقا خلخالی نیز در همدان سکونت داشت ولی کسی او را نمی‌شناخت و از فضائل و دریای علم او بهره‌ای نمی‌برد. مرحوم اصفهانی (ره) و مرحوم میرزای نائینی (ره) که وی را از گذشته و در نجف می‌شناختند و از عظمت علمی و روحی او با خبر بودند، تصمیم می‌گیرند شبی وی را به مسجد جامع دعوت کنند و با اقتدا در نماز جماعت به ایشان، جایگاه والای وی را نزد علمای بزرگ عصر به مردم همدان نشان دهند تا غبار غربت از چهره او کنار رود. هنگامی‌که وی از تصمیم ایشان باخبر می‌شود از حضور در این محفل امتناع ورزیده و می‌گوید: «ما یک نماز داریم و آن را با هیچ چیز عوض نمی‌کنیم!»

این در حالی است که در آن روزگار هرکسی آرزو داشت به نحوی خود را مورد تأیید و مرتبط با این أعاظم معرفی نماید؛ اما میرزاعلی آقا از شهرت گریزان بود و با این جمله کوتاه می‌خواست بگوید حاضر نیست نماز را برای کسب شهرت هزینه کند.

محمدهادی با جدیت و دقتِ تمام، روز به روز در علوم حوزوی پیش می‌رفت و بیشتر می‌آموخت. هر چند شرایط اجازه نمی‌داد تا برای ادامه تحصیلات از همدان خارج شود و در حوزه‌های بزرگ آن عصر مانند حوزه نجف و قم حضور پیدا کند؛ ولی در دیار خود فقه و اصول و حدیث و تفسیر و فلسفه را تا بالاترین مراحل آموخت و تبحری مثال زدنی در آن‌ها یافت. درجه اجتهاد را نیز در همین دوران کسب نمود. برخی از معاصرین وی درباره مقام علمی‌اش گفته بودند: «راهی که ایشان از نظر علمی و عملی در همدان طی کرده است، از ما که در مراکز اصلی علم تحصیل نموده‌ایم، سریع‌تر بوده است.»

غروب

در روزهای آخر عمر شریفشان راز و نیازهایی داشتند و عرضه می‌داشتند: «إرحَم مَن أستَرحَم»

شب‌ها که از خواب بلند می‌شدند این چنین زمزمه می‌فرمودند که:

«رَبِّ إرحَمنی فإنَّک رَحیم»

در شب آخر وفاتشان، دیگر به سختی نفس می‌کشیدند، در همان حال ناگهان شروع به خواندن این اشعار نمودند:

گلی خوش بوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری

که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا من گلی ناچیز بودم

ولیکن مدتی با گل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد

وگرنه من همان خاکم که هستم

پسرش می‌گوید: در لحظات آخر، چند دقیقه مانده به لحظه رحلتشان، ناگهان چهره به‌کلی تغییر کرد و چشم‌های بسته باز شد و آثار بیماری رخت بر بست و صورت یک وجهه زیبا و ملکوتی به خود گرفت. این‌قدر چهره زیبا و آرام و شاد بود که با خودم گفتم الحمدلله حال آقا خوب شده، ولی پس از چند لحظه روح ملکوتی‌اش پرواز کرد و زمزمه انا لله و انا الیه راجعون را برلب ما جاری نمود.

درنهایت حضرت آیت‌الله تألهی در 26 آذرماه سال 1375 در سن 96 سالگی به دیدار حضرت حق شتافت و پیکر شریف وی در باغ بهشت همدان دفن گردید.