جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

کتاب «خورشید شلمچه» - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

کتاب «خورشید شلمچه»

کتاب «خورشید شلمچه»


Loading the player...

«خورشید شلمچه» عنوان مجموعه خاطرات جمع آوری شده توسط سید علی بنی لوحی از فرمانده حسینی مسلک لشکر امام حسین (ع) است. از فرماندهان بزرگ هشت سال دفاع مقدس، که در این مجموعه خاطراتی از رفتار و مسلک او جمع آوری شده است. در این مجموعه خاطرات به صورت پراکنده و فارغ از سیر زمانی به بیان خاطرات می پردازد ولی در انتهای آنها از حالات و فرامین او در لحظات قبل از وصال سخن می گوید. ساعات و روز هایی که در نظر اطرافیان وی به یاد ماندنی تر جلوه می کند زیرا هر چه به آن لحظه نزدیک تر می شدند بیشتر در دلها می نشستند. پس از آن بخشی با عنوان کلام نور، پیام آیت الله خامنه ای به مناسبت شهادت این سردار، گنجانده شده است. سپس کلام یاران او را در مورد او با نام جام لحظه ها دیده می شود و در انتها تعدادی از تصاویر ایشان را مشاهده می کنیم چهره این فرمانده توسط همرزمانش به گونه ای ترسیم شده است که یادآور انسانی است که بسیار پایدار و محکم و در عین حال نرم و محبوب است. آن چنان که گویی حساب و کتاب جداگانه ای با خدای خود دارد آنقدر که خستگی ها را از یاد می برد و برای هدفش خستگی نمی شناسد. با هم خاطره کوتاهی با نام «فرمانده سپاه سوم» از این کتاب را مرور می کنیم: در عملیات والفجر یک، حسین فرمانده سپاه سوم بود و چند لشگر زیر نظر او وارد عملیات شد. صبح روز اول عملیات که وضع خط هنوز رو به راه نشده بود ایشان آمد و پس از کنترل خط، به طرف میدان مین رفت. شب قبل مسئول تخریب، برادر خلیلی، شهید شده بود. حسین عادت نداشت عقب منطقه بماند. با بچه های گردان سلام و علیک کرد و از آنها هم جلوتر رفت. توی میدان مین تلفن صحرایی داشتیم. نیروهای تخریب و اطلاعات با نگرانی تلفن کردند که حسین آمده اینجا وآتش دشمن هم سنگین است.اما رسم و عادت حسین این بود که وضع خودی و دشمن را از نزدیک، با چشم خودش ببیند و تصمیم بگیرد. اتفاقاً همان جا هم مجروح شد. بعد از عملیات والفجر یک تغییراتی در ساختار سپاه ایجاد شد و حسین دو مرتبه به لشگر باز گشت.(روایت عباس معینی، ص50)